أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
564
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 364 ) ، و گروهى نيز مىپندارند كه اين Atriplex odorata است ( ابو منصور ، 302 ) . در مخزن ( 401 ) و محيط اعظم ( II ، 94 ) گفته مىشود كه زرنب برگهاى گياه تاليس است و به هندى تالسپتر ناميده مىشود . طبق Platts ، 306 تالسپترى ( Flacourtion cataphracta - ( t lispatri . ( 2 ) . زرقفت ، در ديگر منابع نوشته نشده است و ممكن است از زرقوفتا سريانى باشد كه به نوبهء خود از زركوفت ( زراندود ) فارسى نشئت مىگيرد ؛ I , Low ، 365 ؛ II , Vullers ، 130 . ( 3 ) . نسخهء الف : برشرر ، بايد خود برشور . پرشور نام قديمى شهر پيشاور است . ( 4 ) . تونيا ، بين نامهاى هندى زرنب كه در مخزن ، محيط اعظم و Dutt آورده شده ، چنين واژهاى نوشته نشده است . تا اينجاى متن عنوان در Picture ، 121 درج شده است . ( 5 ) . البجارى ( ؟ ) . ( 6 ) . القلم ، واژه قلم از يونانى نشئت مىگيرد ؛ II , Dozy ، 399 . ( 7 ) . سرخدار - « درخت سرخ » ؛ نسخه فارسى : برخدار ، در ديگر منابع نوشته نشده است . 494 . زرنيخ 1 [ زرنيخ ] به رومى لاذراخوس 2 ، نيز ارسانيقوس 3 و همچنين سندراخوس 4 ناميده مىشود . مىگويند كه ارسانيقون [ زرنيخ ] زرد و سرخ - سندرخا 5 ست . به سريانى نورثا 6 ، نيز زرنيخا 7 ، به فارسى زرنى 8 [ ناميده مىشود ] . [ زرنيخ ] سرخ به هندى منحسل 9 و زرد - هرتال 10 ناميده مىشود . خوزى : [ زرنيخ ] سه نوع است : سفيد كشنده ، زرد و سرخ . مىگويند كه [ زرنيخ ] زرد را از ارمنستان ، نيز از بغداد مىآورند و اين دومى از اولى بهتر است ، مىدرخشد ، شفاف و طلايى است . ديسقوريدس ارسانيقون را همانند زرنيخ نام مىبرد و مىگويد كه آن در كانهاى زرنيخ يافت مىشود 11 . بهترين [ ارسانيقون ] پهن و نازك شبيه صفحههاى شيشه به رنگ طلايى و داراى ورقههاى نازك بدون سنگ است . نوعى از آن به رنگ زرنيخ [ سرخ ] 12 وجود دارد * ، آن در بنطس يافت مىشود و پستتر از نوع پيشين است . مىگويند كه آن را نيز از ارمنستان به بغداد مىبرند . در پى اين دو [ نوع ] ، [ زرنيخ ] فرغانى به رنگ زرد متمايل به سبز است . [ زرنيخ ] سرخ را از پشت نيشاپور مىآورند 13 . مىگويند كه متعادلترين [ زرنيخ ] - زرد ، تندترين - سرخ ، سنگينترين - سبز است . بهترين [ زرنيخ ] ورقهورقه است كه رنگرزان به كار مىبرند . در كتاب احجار [ گفته شده است ] كه نوعى [ زرنيخ ] به رنگ خاك و نوعى