أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

534

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

455 . ذنب الخيل 1 ابو حنيفه گويد 2 : ذنب الخيل « لحية التيس » 3 را گويند و در زمين عرب بسيار باشد . عصارهء او در معدن او منجمد نشود تا او را به زمين ديگر نقل كنند . در كتاب حشايش آورده است كه ذنب الخيل « كرفس كوهى » را گويند . جبريل گويد : به لغت سريانى او را لحية التيس 4 گويند . اوريباسيوس گويد : او را لحية العنز 5 هم گويند . بعضى او را ذنب الفرس 6 گويند . به رومى 7 او را ايفّوروس 8 گويند . مخلص در منقول خود گويد 9 : « ذنب الخيل » را به لغت سريانى طوررا 10 گويند و به يونانى قبّاواريس 11 گويند . چنين گويند كه معدن او در خندق‌ها باشد ، شاخ‌هاى او را ميانه تهى باشد ، رنگ او به سرخى مايل باشد و جرم او صلب بود ؛ نبات او را گره‌ها باشد و بندها و قدرى درشتى باشد در او . بر هر پيوندى برگى [ نشسته ] و برگ‌هاى او به برگ نبات اذخر مشابهت دارد ، هريك از آن برگ‌ها بر ساق او برگرفته بود 12 . سر هريك از نبات او خميده بود به شكل دنب اسب و لون او سياه بود . ( 1 ) . Equisetum arvense L . ؛ سراپيون ، 151 ؛ ابو منصور ، 270 ؛ ابن سينا ، 788 ؛ ميمون ، 37 ؛ عيسى ، 5 76 . نام عربى به معناى « دم اسب » است . ( 2 ) . ابو حنيفه هيچ جا در اين‌باره سخن نمىگويد و در مقاله‌هاى مربوط لسان العرب ، I ، 390 ؛ تاج العروس ، I ، 254 ؛ Lane ، 981 نيز به او اشاره نمىشود . ( 3 ) . لحية التيس ، نك . شمارهء 942 . ( 4 ) . اين نام به عربى آمده اما به سريانى دقناد تيشاست ؛ قس . Low , pf . ، 126 . ( 5 ) . اين نام به عربى لحية العتر آورده شده كه بايد خواند لحية العنز - ترجمهء يونانى . ( 6 ) . ذنب الفرس - « دم اسب » . ( 7 ) . نرمى ، بايد خواند برومى . ( 8 ) . نسخهء فارسى : القوروس ، بايد خواند ايفوروس - يونانى ، ديوسكوريد ، IV ، 40 . ( 9 ) . نسخهء فارسى : در منقول خود مخلص گويد . ( 10 ) . طوررا ( ؟ ) . ( 11 ) . قباواريس ، احتمالا تحريف ؛ قس . يادداشت 8 . ( 12 ) . ديوسكوريد ، IV ، 40 : « اين گياه به نزديك‌ترين درخت مىچسبد و روى آن بالا مىرود » . نقل از ديوسكوريد ، در شمارهء 482 نيز ديده مىشود ، نك . همان‌جا ، يادداشت 3 .