أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
535
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
حرف ر ( را ) 456 . رامك 1 حمزه گويد : او را « رامدار » 2 گويند و « رامانگيز » 3 نيز گويند « يعنى دارويى كه نشاط و شادى انگيزد » . ابو ريحان گويد : طريق ساختن او آن است كه مقدارى مازوى سبز 4 در هاون بكوبند چنانكه هريك از او دو نيم شود يا سه نيم و در كوفتن مبالغت ننمايند . [ سپس ] در ديك آهنين بريان كنند ، در وقت بريان كردن به چوبى بجنبانند تا نسوزد . [ ابتدا ] به تدريج آتش مىكنند ، [ ديك را ] مىجنبانند تا دسومت كه در وى [ بر جدار ] بود نماند 5 . بر همين نسق آتش مىكنند و مىجنبانند تا مازو در او بسوزد ، سوختنى معتدل . چون سوخته شود او را در آب گرم تر كنند تا مرهم شود . آنگاه مقدارى دوشاب مصرى 6 را در موضعى بجوشانند تا منعقد شود و ببندد . آنگاه مرهم را در او تر كنند و در هاون اندازند . دستهء هاون را در آب گرم تر كنند و با آن مرهم را در هاون مىمالند تا اجزاى او به هم سرشته شود ، و در ماليدن او در هاون به آب گرم مبالغت نمايند . چون تمام سرشته شود ، صلايهء 7 پاكيزه بيارند ، به روغن ياسمين صلايه را چرب كنند و مرهم را در او اندازند . دست را به روغن ياسمين چرب كنند ، مرهم را قرصها كنند و در سايه خشك كنند 8 . او را از گرد و دود نگاه دارند و در وقت حاجت به كار دارند . صاحب المشاهير گويد : رامك پارسى است . ثعلب از ابن الاعرابى حكايت كند كه « رامك » به كسر « ميم » نوعى است از انواع ادويه كه پارسيان او را رامك گويند به فتح « ميم » و هم به كسر « او » . ليث گويد : رامك چيزى است سياه به شبه قير و چون زنان او را با مشك به هم بياميزند ، او را سكّ گويند 9 . ( 1 ) . رامك يا رامك - دارويى مركب است كه برطبق دستور بالا به دست مىآيد . آن را در پزشكى به عنوان داروى قابض و بندآورندهء اسهال و ديگر ناخوشىها ( Confectin astringeute ؛ سراپيون ، 410 ؛ ابن سينا ، 669 ) به كار مىبردند ؛ قس . ابن سينا ، V ، 213 و 219 . افزونبر آن ، يكى از اجزاى عمدهء مواد معطر ساختگى مانند سكّ ( نك . همينجا ، شمارهء 544 ) و غاليه ( قس . Lane ، 2289 ) بوده است . شرح راه تهيهء رامك در بالا ، تقريبا بهطور كامل با شرح كندى مطابقت مىكند . نك . كندى . كيميا ، شمارهء 16 . ( 2 ) . رامدار - شادكننده ؛ محيط اعظم ، II ، 47 : آرام دارو . ( 3 ) . رامانگيز - شادىانگيز .