أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

520

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( ارون ) را در منابع عربى به‌عنوان عين التنّين - « چشمان اژدها » تفسير مىكنند ( ميمون ، 209 ) ؛ بين نام‌هاى عربى « خون سياوشان » ، عبارت هماهنگ با آن يعنى « دم التّنين » ( خون اژدها ) نيز وجود دارد ( Low ، 199 ؛ عيسى ، 11 72 ) . ( 12 ) . ياندووب ، بايد خواند پاندورت نك . يادداشت 5 . ( 13 ) . نسخهء الف : واژهء ناخوانا بلبل ، بايد خواند يبتلّ ( نسخهء ب ) ؛ نسخهء پ : يتبّل - « خوشمزه مىكنند » ، ابو حنيفه ، 380 : يكتلّ - قالب مىزنند . 439 . دم الغزال 1 ابو حنيفه 2 : اين گياهى است شبيه طرخون ، آن را مىخورند ، نوعى تندى و تيزى در آن وجود دارد ، سبز است و ريشه‌اش سرخ شبيه ارطاة 3 . ( 1 ) . برخى از مؤلفان آن را به عنوان Gnaphalium sanguineum Spr . مترادف Helichrysum sanguineum Cost . تعريف مىكنند ؛ عيسى ، 15 88 ؛ بدويان 1736 . در ديگر كتاب‌هاى داروشناسى « دم الغزال » نوشته نشده و در نسخهء فارسى نيز حذف شده است . نام عربى دم الغزال - « خون آهو » در فرهنگ‌هاى قديمى ( Lane ، 917 ) به عنوان مترادف دم الاخوين ( نك . شمارهء 438 ) ذكر شده و توصيف بالا براى دم الغزلان - « خون آهوان » آمده است . ( 2 ) . ابو حنيفه ، 387 . ( 3 ) . نك . شمارهء 32 . 440 . دمدام - ؟ ابو حنيفه : اين علفى 2 است [ كه روى زمين ] پهن مىشود ، برگ‌هاى سبز مدور كوچك دارد ، ريشه‌اش شبيه ريشه هويج است ، سفيد رنگ و بسيار شيرين است ، مردم آن را مىخورند . از ميان [ دمدام ] نىاى [ به بلندى ] يك وجب بلند مىشود كه بر سرش كاسبرگى شبيه كاسبرگ پياز [ پديد مىآيد ] ، در آن تخم وجود دارد . ( 1 ) . تنها ابو حنيفه ( 381 ) از آن نام مىبرد ؛ لسان العرب ( XII ، 209 ) به‌طور كامل از ابو حنيفه نقل مىكند . ( 2 ) . عشبة . 441 . دند 1 ابو جريج ، ارجانى و رسائلى : دند سه نوع است . ابو جريج : همهء آنها به تخم كرچك مىمانند . ارجانى و رسائلى : بهترين [ دند ] چينى است ، تخم‌هايش درشت و بسيار شبيه