أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
519
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
438 . دم الاخوين 1 - خون سياوشان نزد داروگران به « قاطر » 2 و « ايدع » 3 مشهور است . به سريانى وردى دصيارى 4 ، به هندى پاندورت 5 ، به فارسى خون سياوشان 6 ناميده مىشود و مىگويند كاخون 7 . آن را به عربى عندم 8 و شيّان 9 مىنامند . جالينوس : ارون 10 « درخت دم الاخوين » است . جالينوس [ آن را ] در قنطيون 11 نيز [ مىنامد ] . [ دم الاخوين ] به هندى پاندورت 12 ناميده مىشود كه به معناى « خون پاندو » است و آن [ نزد هنديان ] يكى از بزرگان بود ، مانند « سياوش » نزد پارسيان . ابو حنيفه : شيان « درخت دم الاخوين » است ، آن را ريزريز و خيس مىكنند 13 . دم الاخوين ، صبر زرد و مرّ را از سقوطرا مىآورند . ( 1 ) . به عربى « خون دو برادر » . با اين نام صمغى سرخ رنگ را مشخص مىكنند كه از انواع گوناگون درختان تيره سوسن از جمله از . Dracaena draco L . ( ابو منصور ، 263 ) ، يا Dracaena Cinnabari Balf . ( ميمون ، 96 ؛ II , Low ، 199 ) ، يا Calamus draco Willd . ( سراپيون ، 149 ) و جز اينها به دست مىآيد . بخشى از اين عنوان در Picture ، 120 درج شده است . ( 2 ) . قس . شمارهء 164 ، يادداشت 14 . ( 3 ) . الايدع ، قس . Lane ، 2172 ( در عندم ) ؛ لسان العرب ، VIII ، 412 . ( 4 ) . نسخهء الف : وردادصيادى ، نسخهء فارسى : وردا دمادى . بين نامهاى سريانى موجود در II ) Low ، 199 ) ، اين نام نوشته نشده است . برطبق بر بهلول ، 20 667 ، شنگرف ( زنجفر ) چنين ناميده مىشود . ( 5 ) . نسخهء الف : بانورت ، بايد خواند پاندورت ، قس . الجماهر ، متن عربى ، 36 . بيرونى در آنجا توضيح مىدهد : پاندورت يعنى « خون پاندو » . پاندو قبيلهاى است كه بين اعضاى آن و قبيله عموزادههاى آنها به نام « كورو » جنگهاى مشهور روى داد كه با كشتار از هر دو طرف نبرد پايان يافت . ( 6 ) . خون سياوشان . الجماهر ، 36 : به باور پارسيان اين گياه از خون بر زمين ريختهء سياوش پسر كيكاوس سبز شده است » ؛ قس . I , Vullers ، 759 . « سياوش » نام قهرمان شاهنامهء فردوسى است . ( 7 ) . وقيل كاخون ( ؟ ) . ( 8 ) . العندم ، نك . شمارهء 737 . ( 9 ) . الشيان ، قس . I , Dozy ، 812 ؛ II , Low ، 199 . ( 10 ) . ارون - يونانى كه معمولا به معناى گياه لوف عربى - Arum italicum L . است ( ديوسكوريد ، II ، 166 ؛ ميمون ، 209 ) ، نك . شمارهء 956 . ( 11 ) . درقنطيون - يونانى نيز به معناى « ارون » است . در اينجا بار ديگر سوءتفاهم آشكار ديده مىشود كه احتمالا در منابع بيرونى وجود داشته و آن شايد به اين علت بروز كرده است :