أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

518

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 6 ) . نسخهء الف : النهر ، نسخهء پ : البحر . ( 7 ) . نسخهء الف : الجروكانى ، نسخهء پ : الجوانكانى ، ظاهرا ابو المعاذ الجوانكانى را در نظر دارد . ( 8 ) . يعنى به آنها غذا مىدهند . در گذشته شهرت داشت كه دلفين‌ها ، انسان‌هاى در حال غرق شدن را نجات مىدهند . مثلا ، فرهنگ‌هاى قديمى عربى ( مانند صحاح و جوهرى ، سدهء دهم ) در شرح واژهء « دلفين » مىنويسند : « اين حيوان دريايى است كه غرق شوندگان را نجات مىدهد » ؛ قس . لسان العرب ، IX ، 107 . ( 9 ) . نسخهء الف : موالى ؟ ؟ ؟ الروح ، از روى حدس مىخوانيم مواثب الرّوح - « پيشىگيرنده در جهش روح » ، نسخهء پ : هو أشر الروح - « روح خودخواهى دارد » . 436 . دليك 1 ابو حنيفه 2 : مفرد آن « دليكة » 3 است ؛ اين ميوه گل سرخ است ، [ هنگامى كه ] مىرسد سرخ و شيرين مىشود ، آن را مىخورند . ( 1 ) . برطبق Lane ( 906 ) و تاج العروس ، ( VII ، 131 ) اين ثمر 1 لورد - ميوه « ورد » است . « ورد » ( گل سرخ فارسى - Rosa centifolia L . ( ابو منصور ، 563 ؛ ابن سينا ، 207 ) ، يعنى رز صد برگ ( اننكوف ، 301 ) يا Rosa gallica L . ( ميمون ، 121 ) - رزگال يا فرانسه است . نك . اينجا شمارهء 1072 . نسخهء فارسى حذف كرده است . ( 2 ) . ابو حنيفه ، 402 . ( 3 ) . دليكة ، ابو حنيفه ، 402 : دلّيكة . 437 . دارم 1 اين درختى است كه زن‌ها با آن دندان‌ها را تميز مىكنند ؛ آن دندان‌هاشان را شديدا سرخ رنگ مىكند ، مزه‌اش تند است و به همين جهت آن را همانند فوفل با تامول ، براى جويدن به كار مىبرند . آن دندان‌ها و لثه را سرخ رنگ ، دهان را خوش‌بو و لثه را محكم مىكند ؛ مردان آنها 2 نيز همين گونه عمل مىكنند . ( 1 ) . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 62 ب نوشته شده و در نسخه‌هاى ب ، پ و فارسى حذف شده است . در ديگر كتاب‌هاى داروشناسى نوشته نشده و فقط ابو حنيفه ( 379 ) اين‌چنين شرح مىدهد : « يك عرب از [ قبيلهء ] ربيعة به من اطلاع داد كه « دارم » درختى شبيه « غضا » است [ نك . شمارهء 32 ، يادداشت 5 ] ، [ برگ‌هاى ] درفشى دارد ، رنگش سياه است و در شن‌ها در ناحيه شحر مىرويد . . . » قس . لسان العرب ، XII ، 198 . ( 2 ) . احتمالا ، هندى ؛ نك . شمارهء 200 .