أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

514

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

96 ؛ ابن سينا ، 183 ؛ غافقى ، 253 . ( 2 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : خرفة جديدة ، بايد خواند خزقة جديدة ، نسخهء فارسى : سفال نو ، ديوسكوريد ، V ، 96 : فخار جديد . ( 3 ) . و يصير على لون الهواء ، نسخهء فارسى : و بلون هوا گردد . 431 . دشيش 1 جالينوس : اين درشت‌ترين [ ذرات ] در آرد گندم و آرد هرطمان 2 است ؛ در آرد جو نيز وجود دارد . حسو 3 تهيه شده از دشيش جو را « آرد هالج » 4 مىنامند ، نيز آن را كه از آرد هرطمان مىسازند و اين كنيب 5 است . ( 1 ) . به اين معنا ، جشيش به كار برده مىشود ، قس . ابن بيطار ، جامع ، I ، 163 ؛ I , Dozy ، 442 ؛ اشتين ، 445 . ( 2 ) . دقيق الهرطمان - آرد جو دوسر ، نك . شمارهء 1090 . ( 3 ) . حسو - حساء - خوراكى آبكى شبيه سوپ . ( 4 ) . اردهالج ، نك . شمارهء 224 ، يادداشت 2 . ( 5 ) . الكنيث ، بايد خواند ، الكنيب نك . شمارهء 926 . 432 . دفلى 1 - خرزهره جالينوس [ آن را ] دافنى 2 [ مىنامد ] ؛ به سندى قنوير 3 است . رازى : برگ‌هايش زبر و شبيه برگ‌هاى زيتون يا بيد است با مزهء تلخ . به فارسى خرزهره 4 [ ناميده مىشود ] زيرا خرها و تمام چهارپايان 5 را مىكشد . به هندى كنير 6 ناميده مىشود . آن را در باغ‌ها مىكارند . . . 7 ارجانى مىگويد : [ خرزهره ] دو نوع است - [ يكى از آنها ] برّى 8 است كه برگ‌هايش شبيه برگ‌هاى خرفه اما باريك‌تر و شاخه‌هايش دراز است و روى زمين پهن مىشود ؛ كنار برگ‌ها خارهاى سخت وجود دارد و در ويرانه‌ها مىرويد . نوع ديگر كنار رودها مىرويد ، شاخه‌هايش از زمين بالا مىآيد ، خارها پنهان و برگ‌ها پهن شبيه برگ‌هاى بيد و بسيار تلخ است . سر ساقه‌اش كلفت‌تر از بخش زيرين است . گل‌ها 9 روى شاخه‌ها [ قرار دارند ] و روى آنها چيزهايى مانند مو جمع مىشوند . ميوه‌هايش همانند ميوه‌هاى نوع ديگر ، خوش‌بو است . پولس : جانشين شيرهء خرزهره ، دارواش بلوط است ؛ جانشين آن در فرو نشاندن ورم سفت ، نيز در درد پشت و زانوها همان مقدار از نظر وزن اصابع الملك 10 و نصف وزنش برگ انجير 11 است .