أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
515
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
ديسقوريدس : درخت [ خرزهره ] كوچكتر از درخت بادام 12 و زيباتر از آن است ؛ برگهايش همانند برگهاى [ بادام ] و گلها شبيه گلهاى گل سرخ است ؛ ميوهها شبيه ميوههاى قراطيا 13 است و هنگامى كه باز مىشوند ، در درون آنها چيزى مانند پشم و خار ديده مىشود . ريشهاش نازك است و مزهء شور دارد . كنار رودها و باغها مىرويد ، گلهايش خوردنى است اما برگهايش سگها و چهارپايان را مىكشد . اگر گوسفندها و بزها از آبى كه در آن [ خرزهره ] پخته شده بنوشند ، درجا مىميرند 14 . ( 1 ) . Nerium Oleandr L . ؛ ديوسكوريد ، IV ، 66 ؛ ابو منصور ، 286 ؛ ابن سينا ، 177 ؛ ميمون ، 99 . اصل واژهء « دفلى » را از آرامى به يونانى نسبت مىدهند ، I , Low ، 209 ؛ غافقى ، 248 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 62 الف به خط ريز و ناخوانا نوشته شده و در نسخههاى ب ، پ و فارسى حذف شده است . ( 2 ) . دافنى - يونانى ؛ معمولا به معناى « غار » است ( نك . شمارهء 746 و ديوسكوريد ، I ، 83 ) و خرزهره را « غار وحشى » - مىنامند . تئوفراست ، 536 ؛ غافقى ، 248 . ( 3 ) . قنوير ، شايد از karavira سانسكريت ( Dutt ، 304 ) ؛ Platts ، 857 : كنير ( kaner ) . ( 4 ) . خرزهره ، I , Vullers ، 675 . ( 5 ) . واژه ناخواناست ؛ از روى ديوسكوريد ، IV ، 66 مىخوانيم المواشى . ( 6 ) . كنير ، نك . يادداشت 3 . ( 7 ) . واژههاى ناخوانا و در پى آنها : الاحمر كالسوسن . ( 8 ) . يعنى « در زمين خشك مىرويد » . ( 9 ) . واژهء ناخوانا ؛ شايد « ورده - گلهايش » يا « ورقه - برگهايش » . ( 10 ) . اصابع الملك ، نك . شمارهء 65 . ( 11 ) . واژهء ناخوانا ؛ شايد « ورق التمر - برگهاى خرما » يا « ورق التين - برگهاى انجير » ؛ قرائت دوم با متن ابن بيطار ، جامع ، II ، 94 و محيط اعظم ، II ، 183 تأييد مىشود . ( 12 ) . اين جمله در ديوسكوريد ، IV ، 66 وجود ندارد و بهطور كلى تمام نقل از ديوسكوريد با بخش مربوط به ترجمهء عربى ديوسكوريد به شدت تفاوت دارد . ( 13 ) . نسخهء الف : قرطا ، بايد خواند قرطيا - يونانى - خرنوب ؛ نك . شمارهء 387 ، يادداشت 11 . ديوسكوريد ، IV ، 66 : الخرنوب الشامى . ( 14 ) . در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 62 الف عنوان « درّ » نوشته شده اما در آن چيزى جز خواص درمانى آن گفته نشده است . به نظر ما انتساب اين سخنان به بيرونى كه در الجماهر خود آنچنان جامع و مشروح دربارهء « در » ( 92 - 151 ) حكايت مىكند ، مورد ترديد بسيار است . به همين جهت تصميم گرفتهايم اين متن را در حاشيه قرار دهيم . « درّ . در دريايى به نام اقيانوس كه جهان را احاطه مىكند [ يافت مىشود ] . از لحاظ