أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

51

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

اين‌گونه نوشتار زودتر از سدهء نهم آغاز شده است ؛ يعنى در زمانى كه به سبب فقدان آثار دست‌نويس ، تعيين آن امكان‌پذير نيست . با وجود اين كوشش‌هايى در جهت روشن ساختن معناى واژه « درى » به عمل آمده است . برخى را عقيده بر آن است كه « درى » صفتى براى واژهء « در » و معناى آن « زبان دربارى » است . برخى ديگر عقيده دارند كه واژهء « درى » از « دره » « 154 » نشئت مىگيرد . لكن با هيچ‌يك از اين نظرها نمىتوان موافقت كرد ؛ زيرا با دلايل غير قابل انكار تأييد نشده‌اند . شايان توجه است كه بيرونى واژهء « الدرية » را مترادف « الفارسية » نمىگيرد . در صيدنه فقط دو بار آن را مىبينيم : در شمارهء 379 الفارسية الدرية ( در اين زبان « بادرنگ » به معناى « ترنج » است ) و در شمارهء 498 - فقط الدرية ( در اينجا از قول حمزه اشاره مىشود كه زعفران را به زبان درى « جفران » مىنامند ) ، در صورتى كه واژهء « الفارسية » 240 بار ديده مىشود . به ديگر سخن ، اصطلاح « درى » در منابع بيرونى ظاهرا نه به معناى « درى » كلاسيك كه بزرگ‌ترين نمايندگان ادبيات فارسى - تاجيك به آن زبان مىنوشتند ، بلكه نوعى زبان محلى است . بنابراين ، دليل پيش‌گفته دربارهء معناى واژهء « درى » به‌عنوان « زبان دربارى » و اين فرضيه كه « درى » از واژهء « در » نشأت مىگيرد يا اين فرضيه كه آن چيزى جز واژه « تخارى » يا « طخارى » نيست ، مردود شمرده مىشود . طرفداران « دره » « 155 » ادعا مىكنند كه زبان « درى » ابتدا در نقاطى مانند بلخ و هرات كه سلسله جبالى با دره‌ها از ميان آنها مىگذرد ، وجود داشته و به‌عنوان زبان محلى در برابر زبان رسمى شهرها قرار داشته است اما بعدها در روند رشد مراكز اقتصادى و فرهنگى با حفظ نام خود ( درى ) ، تا زبان عامه فهم ارتقا يافته است . « 156 » زبان فارسى : بيرونى آن زبان ادبى را كه در علم به نام فارسى نوين شناخته شده ( 154 ) . گروهى مىپندارند كه « درى » از راه تغيير واژه « تخارى » به‌وجود آمده است . نك . محمد تقى بهار « ملك الشعرا » ، سبك‌شناسى يا تاريخ تطور نثر فارسى ، ج 1 ، تهران ، ص 24 - 25 . اين شرح و تفسير در برهان قاطع فرهنگ تفسيرى مشهور زبان فارسى نيز كه در سال 1062 / 1652 تأليف شده ، آمده است . نك . همان‌جا ، واژهء درى . ( 155 ) . ب . گ . غفوروف ، تاريخ مردم تاجيك ، مسكو 1952 ، ص 182 ، يادداشت 1 . ( 156 ) . گ . اى . كزلوف ، از تاريخ زبان درى ، اخبار مختصر انستيتو ملت‌هاى آسيا ، 65 ، مجموعهء خاطرات ى . ا . برتلس ، مسكو 1964 ، ص 89 .