أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

52

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

« الفارسية » ناميده است . برخورد بيرونى با اين زبان منفى است و او آن را براى ايجاد آثار علمى و سپردن آثار ادبى به آن مناسب نمىداند . « 157 » با وجود اين ، در سدهء دهم و تقريبا هم‌زمان سه اثر علمى به‌وجود آمد : در جغرافيا حدود العالم من المشرق الى المغرب از مؤلفى بىنام ، نوشته شده در حدود سال 372 / 982 « 158 » ؛ كتاب الابنية عن حقايق الادوية در داروشناسى تأليف ابو منصور موفق الهروى نوشته شده بين سال‌هاى 345 / 965 و 366 / 977 « 159 » ؛ هداية المتعلمين فى الطب - كتاب حجيم پزشكى ابو بكر ربيع ابن احمد الاخوينى البخارى نوشته شده در سال 373 / 983 « 160 » . بيرونى حتى به يكى از اين آثار اشاره نمىكند . اما در كتاب الجماهر فى معرفة الجواهر خود از رسالهء كان‌شناسى ( به زبان فارسى ) نصر بن يعقوب الدينورى الكاتب ( آغاز سدهء يازدهم ) نسبتا زياد نقل مىكند . « 161 » زبان زابلى ( الزابليه ) : زبان ساكنان زابلستان ( ناحيه‌اى كوهستانى در جنوب افغانستان ) است . زبان ساكنان قديمى نواحى جنوبى افغانستان يعنى زابلستان و سجستان از گروه شرقى زبان‌هاى ايرانى بود كه زبان افغانى امروزى ( پشتو ) نيز از آن جمله است . « 162 » در صيدنه واژه‌هاى متعلق به زبان زابلى در بيست عنوان آمده است « 163 » ، لكن بسيارى از آنها ظاهرا تحريف شده و در فرهنگ‌هاى دسترس ما نوشته نشده است . در اين ميان واژه‌هاى جداگانه‌اى به زبان پشتو به چشم مىخورد كه در فرهنگ‌ها آمده است . مثلا در شمارهء 948 گفته شده كه « لسان العصافير » به زبان زابلى « شنگ » ناميده مىشود ( مقايسه كنيد با اسلانف ، 554 ) . يا در شمارهء 596 گفته مىشود كه زاج ( به عربى : شب ) به زابلى « زمج » ( قس . II , Vullers ، 141 ) ناميده مىشود ، اما به زبان پشتوى امروزى « زنج » گفته مىشود ( اسلانف ، 475 ) . ( 157 ) . نك . همين‌جا ، ص 168 . ( 158 ) . كراچكوفسكى ، IV ، ص 224 . ( 159 ) . ابو منصور ( Abu Mansur ) . ( 160 ) . هداية . ( 161 ) . الجماهر ، ص 33 ؛ نيز نك . ص 422 ، يادداشت 86 و ص 499 . ( 162 ) . و . م . ماسون ، و . آ . رومودين ، تاريخ افغانستان ، ج I ، مسكو 1964 ، ص 20 ؛ اسلانف ، ص 6 . ( 163 ) . نك . به فهرست موضوعى « زبان زابلى » .