أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
445
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىنامند . حمزه مىگويد : [ حسك ] همان هرفايه 11 به معناى « سه شاخه » 12 است و اين شكلى است كه مهندسان « نارى » 13 مىنامند . [ ميوههاى حسك گويى شامل ] دو سه شاخهاند با پنج رأس كه جفتجفت قرار گرفتهاند و هنگامى كه خشك شوند ، دو قسمت مىشوند و هر قسمت شامل دو نارى است . حسك آهنى يا چوبى كه پيرامون سپاه مىپراكنند ، از همينجاست . 14 ديسقوريدس مىگويد 15 : برگهاى [ حسك ] باريكتر از برگهاى خرفه 16 است ، شاخههايش روى زمين گسترده مىشود ، خارهاى باريك و سخت دارد و در كنار رودخانهها ، در شن و در زمينهاى باير مىرويد . نوعى [ ديگر از خسك ] وجود دارد كه در جاهاى نمدار مىرويد ، برگهايش خارها را مىپوشانند زيرا [ برگ از خار ] بيشتر است . هنگامى كه هنوز تر و تازه است ، حيوانات آن را مىخورند . از آن نان نيز مىپزند و آن را مىخورند . جالينوس مىگويد : [ حسك ] دو نوع است : دشتى 17 و آبى ، در نسخهاى ديگر - بستانى . او از حسك سبز نيز نام مىبرد كه ظاهرا [ حسك ] تر و تازه را در نظر دارد كه در خوراك ستوران به كار مىرود . مىگويند كه نوعى [ حسك ] شبيه حلقهء زره 18 به نام قفعاء 19 وجود دارد . ابو حنيفه حسك را « قطب » 20 مىنامد . مىگويند كه [ حسك ] خارهاى سعدان 21 است ، آنها سخت مىشوند و به جامه مىچسبند . 22 الترنجى مىگويد : حسك كوهى به نام « خارپشتى » 23 معروف است ، مخروطى شكل است ، رويش خارهاى كوچك ديده مىشود كه دايرهوار قرار گرفتهاند و اين همان چيزى است كه به پشم گوسفندان و دم اسبان مىچسبد . ( 1 ) . Tribulus terrestris L . يا Trapa natans L . ؛ سراپيون ، 247 ؛ ابن سينا ، 248 ؛ ميمون ، 151 . در ترجمهء الجماهر ( ص 424 ، يادداشت 27 ) گياهى ديگر با نام مشابه ( هسك ) ، بهجاى حسك گرفته شده است . ( 2 ) . طريفولون - يونانى ، ديوسكوريد ، IV ، 15 . در نسخهء الف بلافاصله پس از عنوان : هو بزر الاسفناج البرى - « اين تخم اسفناج دشتى است » . ظاهرا نسخهبردار اين جمله را اشتباها در اينجا نوشته است ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 3 ) . طريبوليوس ، نك . يادداشت شمارهء 2 . ( 4 ) . نسخهء الف : قرطبى ، قس . III , Low ، 512 ؛ نسخهء فارسى : قرطا .