أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
435
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
[ سنگ ] در پشت قورباغههاى رود واله هند پديد مىآيد و در گزيدگى عقرب ، مار و [ ديگر ] جانوران زهردار سودمند است . اگر آن را روى سنگ بساييم ، مايعى سفيد رنگ از آن خارج مىشود . آن در تالابهاى رود واله يافت مىشود . ( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نمىشود . ( 2 ) . الزمرد ، نك . الجماهر ، 151 . 322 . حجر الاساكفة 1 - « سنگ كفشدوزان » اين سنگى است كه پير نمىشود 2 و در تورم زبان كوچك آشكارا سودبخش است . ( 1 ) . I , Dozy ; Lapis calceolariorum ، 251 . برخىها آن را همچون زاج كه كفشدوزان به كار مىبرند ( Vitriol des cordonnieris ، نك . بيطار ، 604 ) تعريف مىكنند . اما در لغتنامه ( 39 ، ص 341 ) گفته مىشود كه « اين سنگى است كه كفشدوزان ابزار خود را با آن تيز مىكنند » . ( 2 ) . نسخهء الف : لا يشح ، نسخهء پ : لا يشنج ، بايد خواند لا يشيخ زيرا همان گونه كه لكلرك اشاره مىكند ، اين ageratos جالينوس است ( بيطار ، 604 در يادداشت ) ، - پير نشونده ، جاويد . در ابن سينا ( 298 ) ترجمهء نادرست : « سنگى كه شناور مىشود » و از همينجا نيز تعريف آن به عنوان سنگ پا . 323 . حجر الدم 1 - هماتيت اين سنگ سرخ است . اگر با آن بينى را مالش دهيم ، همان آن خون دماغ را بند مىآورد . رنگش مايل به سفيدى است . ( 1 ) . ترجمهء مستقيم « سنگ خونى » ؛ قس . ديوسكوريد ، V ، 107 ؛ الجماهر ، 204 ؛ ابن سينا ، 708 ؛ ميمون ، 369 . نيز نك . شمارهء 595 . 324 . حجر الجدرى 1 اين سنگى است كه رويش تكمههاى بسيار شبيه آبله 2 است . ماليدن ساييدهء آن به آبله سودبخش است . ( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نمىشود ؛ فقط در I , Dozy ، 250 : « سنگى كه آبله را درمان مىكند » . ( 2 ) . الجدرى ، نك . ابن سينا ، IV ، 129 . 325 . حجر الناس 1 زنى از دودمان مشهور بيمار شد و از شكمش حدود چهل و چهار تكه سنگ همراه