أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

409

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

برطبق II ) I , Dozy ، 626 ) اين آب انگور است كه پخته شده و به 4 / 1 حجم رسيده است . ( 5 ) . مثلث - آب انگور ( يا شراب ) است كه پخته شده و به 3 / 1 حجم رسيده است ؛ Lane ، 349 . ( 6 ) . نسخهء فارسى : آب كور ، بايد خواند آب انگور . ( 7 ) . باذق - معرب بادهء فارسى ، Lane ، 174 . 267 . جنبيل 1 برگ او به برگ طرخون مشابهت دارد و طعم او تيز بود در غايت تيزى . اهل زابلستان سعتر را جنبير كوهى 2 گويند و گويند برگ نبات او تنك باشد و دراز و طعم او تيز بود . گفته‌اند كه در بخارا او را مرغك 3 گويند . محمد زكريا در كتاب اغذيه گويد : جنبيل را اهل نيشاپور « حسينى » 4 گويند . ( 1 ) . از جنبيل در صيدنه دو بار نام برده مىشود ( نيز نك . شمارهء 213 ) و در هر دو مورد به معناى « سبزى » . در فرهنگ‌هاى قديمى نوشته نشده است فقط I ) Vullers ، 531 ) به شكل جنبيد مىآورد و مىگويد كه اين واژه سريانى است . واژهء جنبيل در ازبكستان معمول است و همچون Thymus serpyllum L . ( آويشن خزنده ) شناخته شده است ؛ سحاب الدنيوف ، فرهنگ ، شمارهء 767 . ( 2 ) . جنبير كوهى . ( 3 ) . خواندن مشروط است ، حرف ما قبل آخر واضح نيست : مر . . . ك . ( 4 ) . حسينى . در اغذيه رازى ( 36 ) جنبيل نوشته نشده است . در آنجا گفته شده كه « الحسينى » نام ديگر الحبة و البرم است و با صعتر ( نك . شمارهء 639 ) مشابهت دارد . 268 . جمير 1 - ؟ جمير نوعى است از انواع تره‌ها و در بخارا 2 بسيار باشد . گويند بيابان‌هاى اسبيجاب پر باشد از او . لون او به لون بنفشه مشابهت دارد . ( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نمىشود . اين عنوان در Picture ، 116 درج شده است . ( 2 ) . نسخهء فارسى : بخار ، بايد خواند بخارا . 269 . جنطيانا 1 بعضى او را جنطيان گويند چنان‌كه كروياى رومى 2 را قردمانا گويند و قردمان 3 نيز گويند .