أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
410
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
« جنطيانا » را به لغت رومى قنطيانى و غنطيانى 4 گويند ، به لغت هندى فاها 5 گويند . از ديسقوريدس حكايت كردهاند كه او گفت : پادشاهى بود كه او را جنطين ملك 6 گفتندى و اول كسى كه اين نبات را بشناخت و خاصيت او معلوم كرد او بود ؛ به اين سبب او را به [ نام ] آن پادشاه تعريف كردهاند . نبات او را برگ در غايت سرخى بود ، ساق او ميانتهى باشد و جرم او در زير دست نرم بود ، بالاى او به اندازهء گزى 7 باشد و ستبرى او به اندازهء انگشت بود ؛ برگهاى او از همديگر دور بود و از ميانه نبات او به كرانه بيرون آمده باشد . او را قمعها 8 بود و ميوه او در نك آن قمعها پنهان باشد . بيخ او دراز بود چنان كه زراوند را و ستبر بود و تلخ باشد به طعم . منبت او بيشتر بر سرهاى كوه بود 9 و در مواضعى كه آب بسيار باشد . ابو جريج گويد : آنچه از روم به اطراف برند از انواع جنطيانا ، هيئت او آن است كه چوبها بود از ساق و بيخ او درهم آميخته ؛ ستبرى او نزديك باشد به ستبرى انگشت . به پوست درخت ماند به هيئت ، ميانهء جرم او از بيرون او زردتر باشد ؛ لون او نزديك است به لون زراوند و طعم او تلخ بود . از جمله انواع [ جنطيانا ] آن نيكوتر است كه لون او سرخ باشد و چوب او سخت بود . خوز 10 گويد كه جنطيانا را دواء الحية 11 گويند و برگ او به برگ عدس ماند . ابن ماسوه گويد : جنطيانا دو نوع است : نوعى از او رومى است و اين نوع به هيئت مدور است ، نوع ديگر پارسى است و اين نوع دراز باشد . از اين دو نوع رومى نيكوتر است . ( 1 ) . Gentiana lutea L . ؛ ديوسكوريد ، III ، 3 ؛ ابو منصور ، 118 ؛ ابن سينا ، 142 ؛ غافقى ، 204 ؛ ميمون ، 77 . ( 2 ) . كروياء رومى ، نك . شمارههاى 823 و 894 . ( 3 ) . قردمانا و قردمان ، نك . شمارهء 823 . ( 4 ) . قنطيانى و غنطيانى - يونانى . ( 5 ) . فاها ( ؟ ) . ( 6 ) . جنطين ملك ، ديوسكوريد ، III ، 3 : جنطس . گنتيوس شاه ايليرى نخستين بار ريشهء اين گياه را هنگام طاعون سال 167 پيش از ميلاد به كار برد ( فرهنگ اتيمولژيك نامهاى لاتين گياهان دارويى ، ص 24 ) . ( 7 ) . گز ، ديوسكوريد ، III ، 3 : ذرعان - « دوارش » . ( 8 ) . قمع - كاسهء گل .