أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

408

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 5 ) . طخيرستان - نوشتار ديگر طخارستان ، ياقوت ، VI ، 31 . ( 6 ) . عنب الثعلب ، نك . شمارهء 735 . ( 7 ) . واليجها ( ؟ ) . ( 8 ) . به زبان بلى ، بايد خواند به زبان زابلى . ( 9 ) . ياسمين دشتى . 266 . جمهورى 1 ابو معاذ گويد : جمهورى نوعى است از انواع شراب‌هاى مطبوخ . چنين گفته‌اند كه جمهور [ نام ] موضعى است كه او [ شراب ] را به آن موضع نسبت كنند ، اما بعضى گفته‌اند او را به نوعى از انگورها كه آن را « جمهورى » گويند ، نسبت كرده‌اند . 2 بعضى گفته‌اند كه « جمهورى » شرابى را گويند كه كهنه شده باشد و دو - سه سال بر او گذشته بود . 3 از جمله اقوال آن درست‌تر است كه « جمهورى » شرابى است كه از مىپخته 4 يا از مثلث 5 كنند . طريق او آن است كه آب انگور را چندان بجوشانند كه از سه بهر دو بهر برود و يك بهر بماند . سپس آب در وى بريزند و بگذارند تا جوش برآرد و باقوت شود چنان كه شراب‌هاى ديگر . آن‌گاه او را « جمهورى » گويند . اگر با مى پخته مثل اين بكنند او را هم « جمهورى » گويند . ابو حنيفهء دينورى گويد : طايفه‌اى از آب انگور [ ابتدا ] مى پخته سازند . آن‌گاه بنگرند كه از مقدارى كه در اصل بوده است از آب انگور 6 چندى كم شده است ، پس همان مقدار آب در او كنند ، به آتش آن را به جوش آرند و در موضعى كنند ، سر آن بپوشند و بگذارند تا كف گيرد ، آن‌گاه كفك از او بيرون كنند به تدريج تا صاف شود . آن‌گاه آن را در خم كنند ، سر آن بپوشند و بگذارند تا باقوت شود . عرب آن را باذق 7 گويد . ( 1 ) . قس . ميمون ، 84 ؛ ابن بيطار ، 513 . ( 2 ) . در برخى از فرهنگ‌ها توضيح مىدهند كه اين شراب را از آن رو « جمهورى » مىنامند كه اكثر مردم ( جمهور الناس ) از آن استفاده مىكنند ، نك . تاج العروس ، III ، 110 . ( 3 ) . اين‌جاى متن در نسخهء فارسى ضايع شده و ما با استناد به كازرونى ( ورق 88 ب ) به مفهوم ترجمه كرده‌ايم . او مىنويسد : « مؤلف الصيدنه مىگويد : « جمهورى » شراب انگور است كه سه سال نگه داشته شده باشد » . ( 4 ) . مىپخته - همان مثلث است ( لسان العرب ، XV ، 11 ؛ Lane ، 1876 ؛ محيط اعظم ، IV ، 131 ) .