أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
387
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
جز اين ، در ديگر آثار داروشناسى سدههاى XVII - X معلوم بر ما ، از چاى ذكرى به ميان نمىآيد . فقط محمد حسين العقيلى العلوى مؤلّف مخزن الادويه نوشته شده در سال 1772 به زبان فارسى در هند ، عنوان چاى را در اثر خود درج كرده ( ص 252 ) و اطلاعات دربارهء آن را تقريبا بهطور كامل از ترجمهء فارسى صيدنه بيرونى گرفته است . در مقالهء « چاى » لغتنامهء دهخدا ( جزوهء 41 ، ص 97 ) نيز ترجمهء فارسى صيدنه نقل مىشود . اين عنوان در Picture ، 115 درج شده است . ( 2 ) . صا . ( 3 ) . نسخهء فارسى و لغتنامه : بپزند ، بايد خواند ببرند ، مخزن : مىبرند . ( 4 ) . در وعائى چهارسو ، مخزن : در سايه . * ( 5 ) . افزوده از روى مخزن و لغتنامه : در وقت حاجت به آب گرم شربت كنند و بخورند و شربت او قائم مقام ادويهء مركبه است و مضرت ادويهء مركبه را ندارد . ( 6 ) . مضرت شراب . ( 7 ) . نسخهء فارسى : در كتاب اخبار چنين آورده است ، بايد خواند در كتاب اخبار چين آورده است ، لغتنامه : كتاب اختيارات ، مخزن : ( حكيم ميرزا قاضى ) نيز چنين در اختيارات خود نوشته كه . . . ( 8 ) . سپست . ( 9 ) . ينجو ، شايد يانچژئو باشد . لغتنامه : منجو . ( 10 ) . و بر هر دو طرف وادى خماران باشند و خانهداران و مواضعى كه در آن مواضع چا خورند ، مخزن : و بر خمار مردمان به خوردن آن اعتبار دارند ، لغتنامه : خماران كه به خوردن چا اعتياد دارند . ( 11 ) . بنگ - مادهء مخدر كه از برگهاى شاهدانه هندى به دست مىآيد ؛ Dutt ، 236 ؛ Platts ، 171 . ( 12 ) . بسر ( پنهانى ) خورند . ( 13 ) . نمك . ( 14 ) . چندى ، لغتنامه : چندى ( ظ : جنيدى ) ، احتمال مىرود كه اين نقل عربى نام Chang Chi - پزشك بزرگ چينى باشد كه در نيمهء دوم سدهء دوم مىنوشته است ( I , Sarton ، 310 ) . ( 15 ) . قرصها كنند . ( 16 ) . چشم گرفت ، بايد خواند خشم گرفت . 238 . جار النهر 1 نباتى است كه به نيلوفر مشابهت دارد . چنانكه معدن نيلوفر در آب باشد ، معدن او هم بيشتر در آب باشد و در بعضى مواضع بر لبهاى جوى نيز بود . الفيمينون 2 انواع نبات را كه دلالت كند بر نزديكى آب ، جمع كرده است چون « لسان