أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
386
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
شربت كنند و بخورند . شربت او به اين نوع ، حرارت باطن را بنشاند و خون را صاف كند . طايفهاى كه در نواحى چين به منبت اين نبات رسيدهاند چنين گويند كه مقر پادشاهان ايشان در شهر ينجو 9 است ، در ميان اين شهر وادىاى است و آبى بزرگ در او مىرود چنانكه دجله است در ميان بغداد . بر هر دو طرف وادى خماران [ بادهفروشان ] باشند و خانهداران و مواضعى كه در آن مواضع « چا » خورند 10 چنانك در زمين هند بنگ 11 را در مواضع معلوم به سر خورند . 12 خراج آن موضع به خزينه ملك بازگردد و بيع و شراى [ گياه ] چا [ بر همه ] حرام است مگر با پادشاه آن حضرت . حكم ايشان در حق آن كس كه بىاجازت و فرمان ملك نمك 13 يا نبات چا بخرد و بفروشد يا بدزدد آن است كه آن كس را بكشند و گوشت او را بخورند . دخل اين مواضع كه گفتيم با دخل معادن زر و نقره خاص مران پادشاه راست . چندى 14 در قرابادين خود گويد : « چا » از انواع نباتهاست و معدن او در بلاد چين است . او را در زمين چين قرصها كنند 15 و به اطراف برند . چنين گويند كه سبب معرفت آن نبات آن بود كه پادشاه چين بر يكى از خواص حضرت خود خشم گرفت 16 و مثال داد تا او را از حضرت او نفى كردند و در كوهها بگذاشتند . آن شخص زردچهره بود و معلول . روزى از غايت گرسنگى بر اطراف كوهى مىگشت تا ناگاهى اين نبات را بيافت و غذاى خود از او ساخت تا در مدت اندك آثار صحت و حسن صورت او به تمام و كمال ظاهر شد . او همچنان بدان مداومت مىنمود و در كمال قوت و حسن صورت او مىفزود تا يكى از مقربان حضرت آن پادشاه بر او گذر افتاد و حال او از آن جنس معاينه كرد و خبر او به پادشاه رسانيد و از تبدّل حالت و هيئت آن شخص خبر داد . پادشاه از آن حال متعجب شد و مثال داد تا بىتوقف او را به حضرت حاضر آوردند . چون پادشاه صورت او بديد ، هرچند نگاه كرد از غايت تفاوتى كه در منظر او پديد آمده بود نتوانست شناخت تا از حال او سؤال كرد و از سبب صحت او استكشاف نمود . او ماجرا تقرير كرد و خاصيت آن نبات را شرح داد . چون خاصيت آن گياه او را معلوم شد ، اطبا آن را در معرض تجربه آوردند تا تمامت منافع او معلوم كردند و او را در ادويه به كار بردند . ( 1 ) . Thea sinensis . نخستين يادآورى از چاى در ادبيات عرب در داستانهاى سليمان بازرگان ( نوشته شده در سال 237 / 851 ) ديده مىشود . ( M . Meyerhof . Les premieres mentions en arabe du theet de son usage . Bulletin de ) l'Institut d'Egypte . Tome XXII . Le Caire , 1940 , p . 158 )