أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

333

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

ديگر سرزمين‌ها صادر مىكنند . الرسائلى مىگويد : [ بلسان ] نيكو در آب حل مىشود و ناسره شناور مىماند . منظور از ناسره [ چنين ] است : سرهاى مورد تازه را در روغن بادام مىسايند و پس از ته‌نشين شدن ، [ روغن ] را صاف مىكنند ، صمغ صنوبر و مصطكى 31 را به آن مىافزايند و در آفتاب مىگذارند تا هر دو در آن حل شود . آتش ، اين [ روغن ] را نيز روى تره و آهن فرا مىگيرد و ازاين‌رو آزمايش به كمك آتش [ براى بلسان ] معتبر نيست . ابن ماسويه مىگويد : درست‌ترين شيوهء تمييز [ بلسان ] خوب از ناسره را چنين مىدانم : آن را قطره‌قطره در آب سرد پاكيزه مىريزند اگر شناور ماند يعنى ناسره است ، اما اگر حل شد ، نيكو است . نيز دربارهء آزمايش [ بلسان ] مىگويند كه تكه‌اى پارچه پشمى را در آن فرو مىبرند ، سپس [ پارچه ] را مىسوزانند ، خاكستر را جمع مىكنند و آن را با آب به هم مىزنند . اگر مانند موم غليظ شد ، پس [ بلسان ] نيكو است . اگر [ بلسان ] خوب يافت نشود ، جانشين آن روغن زيتون خوب به مقدار برابر است . اگر آن را در داروهاى خاصره 32 يا مثانه يا در برخى از داروهاى نفخ 33 يا براى مالش دادن اندام‌ها به كار مىبرند ، آن‌گاه جانشين آن روغن زيتون به مقدار برابر و همين مقدار روغن ياس سفيد خوب تصفيه شده است . 34 پولس و رازى مىگويند كه جانشين [ بلسان ] مر مايع است . رازى [ باز هم ] مىگويد كه جانشين آن روغن كاذى ، نيم آن [ روغن ] نارگيل و يك چهارم روغن زيتون كهنه است . ( 1 ) . يونانى - Commiphora opobalsamum Engl . ؛ مترادف Amyris gileadensis L . و Balsamodendron gileadense Kunth . ؛ سراپيون ، 69 ؛ ابو منصور ، 71 ؛ ابن سينا ، 82 ؛ غافقى ، 117 ؛ عيسى ، 7 55 . ( 2 ) . شجرة الحضض - پيل زهره ، نك . شمارهء 803 . ( 3 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : المحرقة ، نسخهء فارسى : « مخرفه » كه ظاهرا درست است زيرا كاشتن درخت خرما به عربى « مخرفة » ناميده مىشود ( Lane ، 727 ) . ( 4 ) . بالسمون و بالسموس - يونانى . ( 5 ) . نسخهء الف : نباته ، نسخهء پ : افناته ، نسخهء فارسى : شاخهاء او را . ( 6 ) . لكن همين‌گونه نيز در ديوسكوريد ، I ، 16 ، نيز در غافقى 117 و ابن بيطار ، جامع ، 107 - 108 گفته مىشود : و الذى يسيل منه شيئ يسيرو الذى يجتمع منه فى كل عام ما بين الخمسين الى الستين رطلا - « آنچه از آن جارى مىشود - به مقدار كم ، هر سال از پنجاه تا شصت رطل گرد مىآورند » . ابن سينا ، 82 : « . . .