أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

327

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

« . . . the juice which flows from it is used as drops for the eye . » « شيره‌اى كه از آن جارى مىشود ، به عنوان قطرهء چشم ( ! ) به كار مىرود » . ( 16 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : الاخضر ، ابو حنيفه 80 : اخضر . ( 17 ) . نسخهء الف : صفير ، بايد خواند صنفير . ( 18 ) . يا « سيه‌چرده » - اسود الظهر ، نسخهء فارسى : سياه‌پشت . 165 . بقر 1 - گاو سرگين آنها به سريانى زبلادثورا 2 [ ناميده مىشود ] ، روغن شير [ گاو ] به رومى بوطوروس 3 و به سريانى حيوثا 4 ناميده مىشود . ( 1 ) . Bostaurus ؛ اين عنوان در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . زبلادثورا . ( 3 ) . بوطوروس - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 71 . ( 4 ) . حيوثا . 166 . بكير 1 ماسرجويه مىگويد كه اين به هندى [ به معناى ] خيار چنبر 2 است . ( 1 ) . شكل ديگر : بكبر - Cassia fistula L . ( فلوس ) ؛ عيسى ، 12 42 ؛ I , Vullers ، 253 . ( 2 ) . خيار جنبر ، نك . شمارهء 380 . 167 . بل 1 صهاربخت مىگويد كه اين داروى هندى است . خوزى مىگويد كه اين خيار دشتى هندى 2 است . در كتاب چهار نام [ گفته شده ] كه [ بل ] به ميوهء كبر 3 مىماند ، نيز گفته شده است كه تلخ و گس است . ابن ماسه مىگويد كه آن شبيه زنجبيل است . ابو معاذ مىگويد : به من اطلاع داده‌اند كه [ بل ] همان خطمى 5 است . [ همهء ] اينها نادرست است ، داروگران اين نواحى مىگويند كه [ بل ] همان انجير آدم است كه پيش از اين درباره‌اش سخن رفته است . ( 1 ) . Aegle marmelos Corr ؛ سراپيون ، 68 ؛ غافقى ، 125 ؛ ميمون ، 57 ؛ I , Vullers ، 255 . كازرونى