أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
271
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
جهت آن را [ با انيسون ] مىآميزند . اين رازيانج رومى است . 4 [ نوع ] نبطى آن نه از نظر طعم و نه از نظر شكل تفاوتى [ با رومى ] ندارد ؛ فقط تندى آن كمتر و دانههايش ريزتر است ، افزونبر آن [ نوع رومى ] در مقايسه با نبطى گرماى بيشترى دارد . ابو معاذ مىگويد : [ انيسون ] همان رازيانه شامى است ، ابن ماسويه بهجاى [ شامى ] مىگويد : رازيانه فارسى . فزارى مىگويد : [ انيسون ] به سندى سروق [ ؟ ] 5 است و دربارهاش مىگويند كه اين « نانخواه رومى » 6 است . مىگويند كه [ انيسون ] به زبان مردم اسپيداج سكزاغند 7 [ ناميده مىشود ] و آنها مىگويند كه اين كرفس رومى 8 است . « سكزه » 9 در نزد آنها گل سفيد است كه از زير برف ، هنگامى كه شروع به آب شدن مىكند ، همانند « جغزبه » 10 كه همان « سورنجان » باشد ، پديد مىآيد . در كتابى ناموثق منسوب به هرمس [ گفته شده است ] : انيسون رومى گرم معتدل ، [ نوع ] فارسى و هندى گرم و خشك و چينى - اندكى سرد است . ( 1 ) . Anisum vulgare Gaertn . يا Pimpinella anisum L . ؛ سراپيون ، 35 ؛ ابو منصور ، 9 ؛ ابن سينا ، 2 ؛ غافقى ، 32 ؛ ميمون ، 19 . ( 2 ) . انسون يا ؛ غافقى ، 32 ؛ ديوسكوريد ، III ، 153 : . ( 3 ) . نسخهء الف : زرعشامرا قس . Low , Pf . ، 382 ، نسخهء فارسى : ازرعسامرا . ( 4 ) . يعنى « رازيانه رومى » نك . شمارهء 458 . ( 5 ) . سروق ، نسخهء فارسى : سندوق ، Platts ، 702 : سونف - Pimpinella anisum . ( 6 ) . نك . شمارهء 1036 . ( 7 ) . نسخهء الف : سكزاغند ، نسخهء فارسى : شكراعن . ( 8 ) . يعنى « جعفرى رومى » ، نك . شمارهء 896 . ( 9 ) . نسخهء الف : سكزه ، نسخهء فارسى : شكره . ( 10 ) . جغزبه . 100 . آنك 1 - سرب اين اسرب 2 است . در تركيب داروهاى چشم آبار ناميده مىشود و مرهم چشم به همين نام مشهور است . طاهر سجزى 4 مىگويد كه [ سرب ] به سريانى ابار 5 است با تعريب « با » به « فا » .