أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
255
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
شمارهء 52 . نسخهء پ : ابو حسن الخطيبى ، Vorwort ، 21 : Abu Hazz . . . . ( 15 ) . نسخهء الف : اهل الحروم بايد خواند اهل الجروم ( نسخهء پ ) . ( 16 ) . نسخههاى الف و ب : ردّ الكرب ، نسخهء پ : ازالة الكرب . ( 17 ) . نسخهء الف : العونات ، بايد خواند : العفونات ( نسخهء ب ) ، نسخهء پ : العذوبات . ( 18 ) . يقطعون غصنه . برطبق ديوسكوريد ( IV ، 56 ، ص 333 ) برش بر سر كپسول انجام مىگيرد . اما او دربارهء تهيه شيره از راه فشردن كپسول و برگهاى خرد شده خشخاش نيز سخن مىگويد . ( 19 ) . چنين جملهاى در ترجمهء عربى ديوسكوريد وجود ندارد . ( 20 ) . نسخهء الف : بشمونى ، نسخهء پ : بأشمون . 79 . افاريقون 1 رازى مىگويد : اين داروى رومى است . 2 اين سخنان او هيچ چيز را روشن نمىسازد . ابو معاذ [ به نقل ] از ابن ماسه مىگويد كه اين تخم زيتون وحشى است . [ اما ] هسته زيتون را تخم نمىگويند و اين ، گويا چيزى ديگر است كه زيتونش مىنامند . الدمشقى مىگويد كه اين مازريون است . ( 1 ) . اين ، ظاهرا يونانى - Hypericum perforatum L . - هيوفاريقون ( گل راعى ) است ، نك . شمارهء 1101 . لكن توصيف بعدى كه در اينجا آورده شده ، تقريبا بهطور كامل با آنچه در شمارهء 47 دربارهء اسد الارض گفته شده است ، مطابقت دارد . به دشوارى مىتوان گفت كه چنين اختلاط دو گياه متفاوت تصادفى باشد ، به گردن نسخهبردار نسخهء الف است يا واقعا در داروشناسى آن زمان چنين به حساب مىآمده است . ابن بيطار ، تفسير ، 30 ب : او فاريقون هو الهيو فاريقون و هو الداذى الرومى عن حنين بن اسحق - « اوفاريقون همان هيوفاريقون است و اين داذى رومى [ نك . شمارهء 414 ] از حنين بن اسحق است » . قس . Low , Pf . ، 320 . فقط منابع بعدى فارسى ( مخزن ، فرهنگ و محيط اعظم ، I ، 170 ) اشاره مىكنند كه مازريون ( نك . شمارهء 963 ) را « افاريقون » مىنامند . ( 2 ) . قال الرازى هوا دوا رومى ، احتمالا بايد خواند دادى رومى ؛ ابن سينا ، 76 ؛ غافقى ، 266 ، ص 557 ؛ ميمون ، 115 . 80 . افيقوون 1 اين گياهى است كه در كشتزارهاى گندم [ يافت مىشود ] . ساقههاى كوچك و برگهاى شبيه برگهاى سداب دارد . نيرويش نيز همانند نيروى افيون است . ( 1 ) . نسخههاى الف و فارسى : افيقرون بايد خواند افيقوون - يونانى ( ديوسكوريد ، IV ، 59