أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
251
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
فارسى ، خراسانى ، سورى و رومى . بهترين [ نوع ] - سورى يعنى شامى است . طرسوسى از نظر زردى خود به كرك جوجه مرغ مىماند ، گرههايى در آن وجود دارد شبيه تخم صعتر فارسى ، بسيار تلخ است و اگر آن را مالش دهند ، بوى صبر زرد از آن به مشام مىرسد . تلخى نوع نبطى شديدتر است ، بيشتر قبض مىكند و عطرى هم دارد . برگها و گلهايش كوچكتر از ديگر انواع است . خاصيت قبض در ديگر [ انواع ] ناچيز است اما تلخى و بوى ناپسند براى همه يكسان است . شيرابه [ افسنتين ] گرمتر از علفش است . آن را با شيرابه فراسيون مىآميزند و مىفروشند . پولس 6 مىگويد كه شيح ارمنى جانشين [ افسنتين ] است . رازى مىگويد كه جانشين آن مقدار برابر جعده است . ابن ماسويه مىگويد كه پودنه جانشين افسنتين فارسى است و در داروهاى كبدى ، سنبل [ جاى آن را مىگيرد ] . مىگويند كه جانشين آن براى تقويت معده و گشودن انسدادها ، هموزن آن اسارون و نيم وزنش هليله سياه است . ( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 23 ؛ - Artemisia absinthium L . ؛ ابو منصور ، 13 ؛ ابن سينا ، 3 ؛ غافقى ، 27 ؛ ميمون ، 3 . ( 2 ) . مستار قس . II , Vullers ، 1176 . ( 3 ) . نسخهء الف : هو من الشيحات ، نسخهء فارسى : شيح ، او از انواع درمنه است ، نك . شمارهء 628 . ( 4 ) . ارض بنطس ، نسخههاى فارسى و پ : نيطس . ( 5 ) . كشوث رومى ، نك . شمارهء 905 . ( 6 ) . نسخهء پ : يونس . 77 . افتيمون 1 به رومى ابتيمون 2 [ ناميده مىشود ] . الفزارى مىگويد كه اين الكمّون الرومى است . اين - تخمها ، گلها ، ساقههاى نازك و كوچك درآميخته باهم است . ديوسكوريد مىگويد 3 : اين - گلهاى گياهى شبيه صعتر اما كلفتتر با نوك سبك و باريك مانند مو است .