أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

242

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 2 ) . انگشت زرد يعنى همان اصابع صفر عربى . I , Vullers ، 106 : اصابع صفر - زردچوبه . ( 3 ) . صلب المكسر ، نسخهء پ : صلب و المكسر . ( 4 ) . دستك مرعزى . واژهء دوم روشن نيست . ( 5 ) . ابن سينا ، 28 و جامع ، ابن بيطار ، ص 39 : « يك سوم » . 64 . اصابع هرمس 1 - گل‌هاى سورنجان الخوز مىگويد : اين گل‌هاى سورنجان 2 است . ابو معاذ مىگويد : گاهى مىگويند كه اين خود سورنجان است اما گل‌ها درست‌تر است . مردم اين گل را جغزب و جغزبه 3 مىنامند . اين نخستين گلى است كه از آغاز بهار هنگامى كه برف آب مىشود و سطح زمين را [ ترك مىكند ] ، پديد مىآيد . [ گونه‌هاى ] سفيد ، زرد و خرمايى ، نيز وحشى و بستانى يافت مىشود . ( 1 ) . ترجمهء مستقيم يونانى - « انگشتان هرمس » ( ميمون ، 276 ) - Colchicum autumnale L . ؛ سراپيون ، 484 ؛ ابن سينا ، 68 ؛ عيسى ، 3 54 . ( 2 ) . نك . شمارهء 576 . ( 3 ) . نسخهء الف : جغزب و جغزبه ، نسخهء فارسى : جغربه و جغرب ، در فرهنگ‌هاى دسترس ما نوشته نشده است . 65 . اصابع الملك 1 الرسائلى از آن نام مىبرد اما هيچ‌گونه توضيحى نمىدهد . ( 1 ) . ترجمهء مستقيم « انگشتان شاه » . برطبق محيط اعظم I ، 166 و I , Dozy ، 816 - اين اكليل الملك - Melilotus officinalis L . است ، نك . شمارهء 86 . 66 . اصابع اللصوص 1 - « انگشتان دزدان » به هندى چورانگلى 2 [ ناميده مىشود ] . كسى را نديده‌ام كه اين [ گياه ] را برايم توصيف كند . تخمش را كه وتنكان 3 مىنامند ، برايم آورده‌اند ، به برنج پوست نكنده مىماند . اگر آن را مدتى در دهان نگه داريم ، خيس مىشود ، مىشكند و از مغزش چيزى سفيد رنگ شبيه پنبه پهن مىشود . آن را به خوشهء برنج 4 تشبيه مىكنند . اين [ گياه ] را [ دارويى ] بسيار سودمند در مورد [ افزايش ] نيروى جنسى مىدانند .