أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

243

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 1 ) . در ديگر منابع مشهور نوشته نشده است ؛ فقط مخزن ( 108 ) به نقل از ترجمهء فارسى صيدنه بيرونى ، مضمون اين عنوان را مىآورد . ( 2 ) . نسخهء الف : جورانكلى ، نسخهء فارسى : جوز انكنى ، بايد خواند چورانگلي ( چور - دزد ، انگلى - انگشت ) . ظاهرا اصابع اللصوص بيرونى ترجمهء مستقيم نام هندى اين گياه به زبان عربى است . ( 3 ) . وتنكان ، اين واژه در نسخهء فارسى پاك شده است . ( 4 ) . نسخه‌هاى الف و ب : فروجة اوز [ جوجه غاز ] ، بايد خواند : فرّوخة أرزّ . 67 . اصابع العذارى 1 - نوعى انگور ابو حنيفه مىگويد : اين نوعى انگور در السّراة است به رنگ سياه 2 و دراز مانند بلوط ؛ خوشه‌هايش به يك ارش 3 مىرسد . در رى انگورى يافت مىشود با همين كيفيت اما سفيد ؛ آن را انگشت كنيزكان 4 مىنامند . به‌جاست تا اين [ انگور ] با [ انگشتان ] دوشيزگان قياس شود تا [ انگور ] سياه . ( 1 ) . ترجمهء مستقيم « انگشتان دوشيزگان » ؛ از توصيف آورده شده در عنوان ديده مىشود كه اين نوع انگور خيلى شبيه اچكمر ازبكى است . قس . شمارهء 732 ، يادداشت ، 3 ؛ ميمون ، 26 . ( 2 ) . اسود ، نسخهء فارسى : سفيد . ( 3 ) . قس . ابو حنيفه ، 67 . ( 4 ) . انگشت كنيزكان ؛ ظاهرا از قبيل « حسينى » ازبكى [ « انگشتان زنانه » امروزى ] . 68 . اصل بيشتر در اكرافادينات 1 از آن نام برده مىشود . الدمشقى مىگويد كه اين ، شراب خالص انگور است . ( 1 ) . نسخه‌هاى الف و ب : الانكرافاذينات ، بايد خواند الاكرافاذينات ، نسخهء پ : الاقراباذينات . اين آخرى شايع‌ترين نوشتار اين واژه در منابع شرقى است . نك . شمارهء 42 ، يادداشت 2 . ابن سينا سه بار از اين شراب نام مىبرد ( V ، ص 28 ، 29 ، 55 ) و هربار توضيح مىدهد كه اين شراب خالص نيكو است و آن را با شراب‌هاى « جمهورى » ( نك . شمارهء 266 ) و « مثلث » در يك رديف قرار مىدهد ؛ نك . شماره‌هاى 266 و 556 ، نيز ابن سينا ، V ، 328 . 69 . اصطرك 1 - استرك رازى مىگويد كه اين صمغ درخت زيتون است .