أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

197

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

مىخورند . باز هم [ گفته شده ] كه شيرابه‌اش پوست را زخم مىكند . لكن نيرويش را به سردى و ترى نسبت مىدهند و چنين [ ماده‌اى ] زخم نمىكند بلكه سوزش را تسكين مىدهد . اما پرستوها از كرم‌ها و [ هم‌چنين ] از پشه‌ها و ديگر حشراتى كه در هوا پرواز مىكنند تغذيه مىكنند نه از گياهان و تخم‌ها . اطيوس امدى مىگويد كه اين علفى است كه با آن شيشه را پاك مىكنند . 4 اما اين‌طور نيست زيرا جالينوس مىگويد كه نيرويش همانند نيروى علفى است كه با آن شيشه را پاك مىكنند زيرا جوهرش آبى و سرد است . اين نوع پاك كردن غالبا به سبب ويژگى [ ماده ] صورت مىگيرد . ما شيشه را با مواد بسيار خورنده و تلخ مانند قلى [ كربنات پتاسيم ] و آهك پاك كرده‌ايم . او [ جالينوس ] در كتاب قاطاجانس مىگويد : نيروى « آذان الفار » از لحاظ سردى و ترى همانند لبلاب است . رازى مىگويد : اين علف نزد ما به اين نام معروف نيست . [ پزشكان ] در اينكه آن براى فلج عصب صورت 5 مفيد است ، هم‌رأىاند . اگر عصاره‌اش پوست را گرم مىكند ، آن‌گونه كه ابو جريج مىگويد ، پس * به معناى آن است كه آن سرد نيست . اما پندار برخى از مردمان در اين‌باره كه [ آذان الفار ] « مرزنجوش » 6 است ؛ و آن 7 خطا و خيالبافى [ مبتنى بر شباهت ] اسم است ، زيرا « مرز - موش » است 8 اما اين [ آذان الفار ] « مرزنجوش » نيست . ( 1 ) . « گوش‌هاى موش » احتمالا ترجمهء مستقيم يونانى است ، غافقى ، 20 ؛ . Low , Pf ، 40 . تعريف دقيق اين گياه دشوار است . در منابع اشاره مىشود كه انواع گوناگون Myosotis است ؛ ابو منصور ، 24 ؛ ابن سينا ، 42 ؛ غافقى ، 19 - 22 ؛ I , Low ، 292 . ( 2 ) . و ذلك من لوازم اللغة . ظاهرا ، مؤلف مىخواهد بگويد كه نام يونانى اين گياه معناى « سايه » را در بر دارد . در واقع نيز يكى از نام‌هاى اين گياه « السينى » است كه ديوسكوريد ( IV ، 71 ) درباره‌اش مىگويد : « السينى . برخى از مردمان آن را موئوس‌اوتا [ ] مىنامند و معناى موئوس‌اوتا در زبان يونانى « گوش‌هاى موش » [ آذان الفار ] است . ازآن‌رو به اين نام [ يعنى السينى ] ناميده شده است كه در سايه و در باغ‌ها مىرويد » . نام يونانى « السينى » ( ) از ( بيشه ) مىآيد . قس . غافقى ، 19 ، يادداشت 3 . ( 3 ) . اناغليس ( يونانى ) . نك . شمارهء 3 . ( 4 ) . حشيشة يجلى بها الزجاج . دربارهء شيشه نك . شمارهء 486 و دربارهء « علف شيشه »