أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

1006

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

قسطا : يبروح ريشه لفاح است . ابن ماسويه : جانشين پوست ريشه [ لفاح ] بنگ سفيد است . ( 1 ) . از يبروحى سريانى - Mandragora officinarum L . ؛ سراپيون ، 276 ؛ ابو منصور ، 583 ؛ ابن سينا ، 333 ؛ ميمون ، 179 ؛ عيسى ، 13 114 . ( 2 ) . يبروحى ، قس . III , Low ، 365 . ( 3 ) . سابيزج ، نك . شمارهء 521 . ( 4 ) . سيب سيك . ( 5 ) . اللفّاح ، نك . شمارهء 950 . ( 6 ) . يمرو ، قس . II , Vullers ، 1529 . ( 7 ) . نسخهء الف : ثم ، بايد خواند يم . ( 8 ) . نسخهء الف : للواحد ، بايد خواند للوجه . ( 9 ) * . ترجمه از روى نسخهء فارسى ؛ اين‌جاهاى متن پوشيده از لكه است . اين جمله در ابن سينا ، 333 نيز وجود دارد . 1111 . يبيقية 1 ابو حنيفه : اين دانه‌اى درشت‌تر از جلبّان است . آن سبز رنگ است و آن را به صورت نان 2 يا پخته مىخورند ، به گاو نيز مىدهند و آن در شام فراوان است . ( 1 ) . نوشتار نادرست واژه بيقية - Vicia cracca L . يا V . sativa L . ؛ نك . شمارهء 196 . در نسخهء فارسى حذف شده و در نسخه‌هاى ب و پ با عنوان پيشين يكى شده است . ( 2 ) . نسخهء الف : مخموزا ، بايد خواند مخبوزا ، قس . لسان العرب ، X ، 31 . 1112 . يتّوع 1 اين به رومى توتاملون 2 و به فارسى اسفيدكشير 3 است . جالينوس : [ يتوع ] هفت نوع است ، نيرومندترين آن به يونانى خارقياس 4 ناميده مىشود و اين همان است كه مردم « يتوع نر » مىنامند ، اما [ يتوع ] مادهء « مرسليطس 5 ناميده مىشود كه به معناى « شبيه مورد » است . [ سپس ] نوعى است كه ميان سنگ‌ها مىرويد و از درختان است 6 ، پس از آن ، نوعى به نام نواصير 7 است ؛ سپس سروى 8 است ؛ پس از آن باراليوس 9 است زيرا در جاهاى چسبيده به دريا مىرويد 10 ؛ سپس « ايليوسقوبيوس » 11 است .