أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

1005

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 6 ) . الكحلى - سرمه‌اى . ياقوت كبود را « سفير » يا « سپفير » ( Sapphieros , saphir ) مىنامند ، الجماهر ، 422 ، يادداشت 1 . ( 7 ) . ياقوت زرد « توپاز شرقى » ناميده مىشود ؛ الجماهر ، 422 ، يادداشت 1 . ( 8 ) . رونك ، شايد روبك - روپكه ؛ ماللهند ، 273 . ( 9 ) . ياقوت سرخ - rubin . ( 10 ) . نسخهء الف : يزيّنه ، الجماهر ، 43 : يربيه ، نسخهء فارسى : تربيت كند . تا اينجا در Picture ، 141 درج شده است . ( 11 ) . ياكند ، قس . II , Vullers ، 1507 . ( 12 ) . نسخهء الف : سيج‌اسفرج ، نسخهء فارسى : سيج‌سبوج ، به نظر مىرسد كه بايد خواند سيج‌سپوخ ، از فعل « سپوختن » - بر طرف كردن . الجماهر ، متن عربى ، 33 : سبج اسمور . ( 13 ) . دافع الطاعون . 1110 . يبروح 1 اين به سريانى يبروحى 2 ، به فارسى سابيزج 3 و مىگويند سيب سيك 4 و ميوه‌اش « لفاح » 5 است . حمزه در الموازنه مىگويد : اين به فارسى يمرو 6 - ريشهء لفاح است ، اگر آن را به دو نيم بشكافيم ، آن‌گاه دو تصوير شبيه چهره انسان - مرد و زن نمايان مىشود . اين نام از دو نام تشكيل شده است : « يم » 7 به معناى هر چيز دوتايى و « رو » كه به معناى روى 8 و چهره است . اين نام نشان مىدهد كه دارندهء نام داراى دو چهره است . ارجانى : اگر [ يبروح ] را به مقدار زياد به كار برند ، كشنده است . اين تكه‌هاى چوب به شكل‌هاى گوناگون به رنگ غبار ، اندكى متمايل به زرد و شبيه قسط بزرگ است . [ يبروح ] ريشهء لفاح است . لفاح نوع سفيد كه ساقه ندارد ، خواب‌آور است . ريشهء [ لفاح ] كه برگ‌هايش شبيه برگ‌هاى نوع سفيد اما ريزتر است ، سه يا چهار ساعت مىخواباند . مىگويند كه آن مانند گل‌هاى « سگ انگور » سرد است . رازى : يبروح هندى تكه‌هايى به شكل‌هاى گوناگون به رنگ غبار و اندكى متمايل به زرد است . الحاوى : مىگويند كه اگر ريشهء [ لفاح ] را با عاج فيل * به مدت شش ساعت بجوشانيم 9 ، آن را نرم و انعطاف‌پذير مىسازد و مىتوان [ به آسانى ] به شكل‌هاى گوناگون درآورد .