أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
1001
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
1103 . هيران 1 ابو معاذ : [ اين ] افشره « پودنه كوهى » 2 است . ( 1 ) . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده و در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . الفوتنج الجبلى - Origanum dictamnus L . ؛ نك . شمارهء 799 ، يادداشت 2 . 1104 . هيشر اين گياهى است كه در كنار رودخانهها مىرويد ، برگهاى خاردار دارد ، بلندىاش دو ارش [ و ساقهاش ] ميانتهى است ، گلهايى شبيه گلهاى عصفر 2 به رنگ ارغوانى دارد كه در پايان [ فصل ] سفيد مىشود و به كرك پرزمانند پنبه شانه زده تبديل مىشود و بادش مىبرد . سوراخهاى گوش را بايد در برابر آن محافظت كرد تا توى گوش نرود و موجب كرى نشود . ذو الرّمه گردن پر و كرك ريخته شترمرغها را با آن قياس مىكند و مىگويد : گردنشان همانند گندناى شمشيرگونه * روكش از آن فتاده 3 يا هيشر به تاراج رفته 4 ( 1 ) . Cynara cardunculus L . ؛ غافقى ، 265 ؛ عيسى ، 18 64 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . العصفر ، نك . شمارهء 708 . ( 3 ) . طارت لفايفه . ( 4 ) . يعنى هيشر بىبرگ ؛ قس . لسان العرب ، V ، 264 . حرف لا ( لام الف ) 1105 . لاذن 1 يحيى و خشكى : همه انواع [ لادن ] را از ناحيه شام مىآورند . بهترين [ لادن ] از جزيرهء قبرس است . [ لادن ] سياه مانند قير و [ لادن ] خشك نيز وجود دارد . بوى [ لادن ] شبيه بوى عنبر است . اين به رومى لادنون 2 ، به عربى لاذن و به فارسى لادنه 3 است . جالينوس : گياه لادن كه از آن لادن را به دست مىآورند ، به زبان درست رومى قيسثوس 4 [ ناميده مىشود ] . الطبرى [ لادن ] را در باب شربتها ذكر مىكند .