موفق الدين ابو منصور علي الهروي
مقدمه و فهرست 9
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى )
دفترها خواندهاند جنسى از آمله را كه سير آملج نبشته بود ايشان مصحّف شير آملج بخواندند و پنداشتند كه آن شير آملج آنست كه اندر شير آغشته بود و اين از ايشان خطا بود كه نام آن خود سير آملج است بسين و اين به زبان هندى گفته است و معنى اين آنست كه آملج بىاستخوان و من آن جاى كه آن رويد حاضر آمدم و ديدم . . . » ( ص 16 كتاب حاضر ) و هرچند كه نام محل تصريح نشده است چون گفته شده است كه كلمه اصلا هندى است احتمال اينكه آن جاى در هندوستان باشد زياد است ، و مراد از اين طبيبان به اغلب احتمالات طبيبان فارسىزبان بوده است چه صحبت از شير است كه بجاى سير خوانده شده و ازاينرو كلمه فارسى است و طبيب فارسىزبان آن را بتصحيف خوانده است . باز استاد متوجّه شدهاند كه در ذيل كلمهء ودع نوشته شده است : « ودع را هيچ نگفت » و حدس خود را بر سبيل پرسش مرقوم فرمودهاند كه آيا اين جمله را خود اسدى اضافه كرده است يا از مؤلّف است . بنده براى امثال خودم عرض مىكنم كه اين جمله اجمالا مبيّن آن است كه اصل كتاب تماما يا در مرحلهاى به صورت امالى بوده است يعنى يكى تقرير و ديگرى يادداشت مىكرده است . بنابراين احتمال اينكه اين جمله از كاتب كتاب موجود يعنى على بن احمد اسدى طوسى شاعر باشد منتفى است براى اينكه لازم مىآيد كه وى همعصر مؤلف باشد و چنين نيست . پس بايد يا تمام يا قسمتى از مطالب كتاب را ديگرى از زبان ابو منصور موفّق بن على الهروى يادداشت كرده باشد يا او از زبان ديگرى . امّا اينكه از جملهء دعائيّهء « حرّسه اللّه » حدس زده شده است كه كاتب نسخهء موجوده ( اسدى طوسى شاعر ) با مؤلّف همعصر بوده است مطلب مسلّم و قطعى نيست ، زيرا چنان كه خود مرحوم قزوينى هم متذكر شدهاند ممكن است اسدى نسخهء خود را از روى نسخهاى نوشته باشد كه آن نسخه اين عبارت را داشته بوده است و اسدى عينا برعايت امانت آن را نقل كرده است وانگهى ممكن است جملهء دعائيّه از خود