اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
مقدمه 5
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى )
بيشتر اوقات در سينه و ريه است . مريض شكايت از دردى در ناحيهء ترقوه ( Clavicule ) يا كتف ( Omoplate ) يا پشت ( در قسمت راست و پائين سينه ) مىكند و سرفههاى مكرر خشك و تنگنفس دارد ، و بقول پاستور والرى را دو طبيب را باشتباه مىاندازد و توجه او را به طرف يك بيمارى پردهء جنب و ريه جلب مىكند . پزشك براى تشخيص مرض بمعاينهء سينه و ريه مىپردازد و غالبا در قاعدهء ريهء راست وجود Submatite و بعضى رالهاى Crepitant را تشخيص مىدهد ؛ به اين جهت تصور مىكند بيمار مبتلا به يك بيمارى ريه و پرده جنب است ، درحالىكه چنين نيست و هپاتيت يا ورم كبد در كار مىباشد كه اغلب با پرى هپاتيت توأم بوده و بواسطهء مجاورت صفاق ( Peritoine ) با پردهء جنب ( Plevre ) چنين علائم و عوارضى را ايجاد كرده و دردى كه بطور رفلكس در سينه پيدا شده ، علائم التهاب كبد را تحت الشعاع قرار داده است . اينها خلاصهء مطالبى است كه در كتابهاى امروز نوشته شده و نشان مىدهد كه پزشكان معروف اروپا اعتراف به مشكل بودن تشخيص اين مرض دارند و غالبا هپاتيت را با بيماريهاى پردهء جنب و ريه اشتباه مىكنند . اكنون گوئيم طبق آثارى كه از پزشكان قديم ايران باقى مانده است ، اطباى قديم ، اين بيمارى را به خوبى تشخيص مىدادهاند . رازى در كتاب ( حاوى كبير ) « 1 » مشاهدات بالينى خود را دربارهء يك بيمار مبتلا به هپاتيت شرح مىدهد كه با توجه بمشكل بودن تشخيص مرض حقيقتا اعجاب آور است ، و ما ذيلا بترجمهء عبارات آن مىپردازيم . رازى مىنويسد : « بعيادت بيمارى رفتم و نخست براز او را در طشت ديدم كه شبيه به آبى بود كه گوشت خام در آن شسته شده باشد ، و اين علامت كاملا مشخصى است براى اختلالات كبدى ؛ سپس بدون اينكه از اين تشخيص خود چيزى بروز دهم در بالين بيمار حاضر شده و نبض او را گرفتم تا معلوم نمايم آيا ورمى در كبد هست يا فقط اختلال در اعمال اين عضو وجود دارد . در امتحان نبض علائمى از وجود ورم در كبد
--> ( 1 ) - حاوى كبير ، چاپ هند ، جلد 7 ، صفحهء 131