اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

مقدمه 6

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى )

يافتم ، و اطمينان پيدا كردم كه بيمار مبتلا به ورم كبد است . آنگاه دستم را روى دنده‌هاى پشت طرف راست ، جائى كه موضع كبد است گذاشته گفتم اينجا درد مىكند ؛ بيمار به آن اقرار كرد . سپس به او گفتم تو سرفه مىكنى سرفه‌هاى كوچك خشك و بيمار بلافاصله تصديق كرد ، و اتفاقا در همان موقع شروع كرد به همان گونه سرفه كردن و به او گفتم اگر تنفس عميق بكنى دردى را كه در پهلو حس مىكنى شديدتر مىشود ، و همچنين حس سنگينى در طرف راست زير دنده‌ها مىنمائى ، و مىخواستم به او بگويم كه درد بناحيهء ترقوه مىرسد ، زيرا مىدانستم كه وقتى ورم كبد شديد باشد دردى در ناحيهء ترقوه ظاهر مىشود ، اما يقين نداشتم كه در اين بيمار چنين حالى پيدا شده باشد ، پس باحتمال اينكه شايد چنين دردى عارض او نشده است گفتم ممكن است درد در آنجا پيدا شود و احساس نمائى كه ترقوه به طرف پائين كشيده مىشود . بيمار جواب داد اين درد نيز به من عارض شده است . در اين موقع چشم خود را برگردانده و در طاقچهء اطاق ظرف كوچكى كه در آن گل زوفا مخلوط با آب عسل بود ديدم و از مشاهدهء آن پى بردم كه بيمار كه اتفاقا خودش نيز طبيب بود تصور كرده است ذات الجنب دارد ، پس به او گفتم مبتلا به ورم كبد هستى ولى با علائم موجود تشخيص ذات الجنب داده‌اى » . به‌طورىكه در اين شرح‌حال مشاهده مىشود ، رازى بدون اينكه حتى سؤالى از بيمار بنمايد فقط با مشاهدهء مدفوع و گرفتن نبض بيمار تشخيص ورم كبد را داده و تمام علائم اصلى بيمارى از قبيل درد پشت ، سرفه‌هاى مكرر خشك ، تنگ‌نفس و درد ناحيهء ترقوه و احساس سنگينى ناحيهء كبد را يكىيكى شمرده و بيمار ، به مبتلا بودن آنها اقرار كرده است ، و اين هنر رازى را در تشخيص سريع و صحيح مرض جز باعجاز به چيز ديگرى نمىتوان شبيه دانست . از طرف ديگر ، با يك بررسى دقيق معلوم خواهد شد كه آنچه بعنوان علائم اصلى و مهم در كتابهاى پزشكى امروز براى هپاتيت حاد ذكر كرده‌اند ، عينا در كتب طبى قدما نيز ديده مىشود ، و شكى نيست كه كشف اين علائم نتيجهء بررسىها