أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
45
قانون ( فارسى )
جالينوس مىفرمايد : « داروى جذبكنندهء سم يا بايد به وسيلهء نيروى گرمىبخش سم را جذب كند و يا دارو از حيث مزاج و گوهر هماهنگ با سم فرست باشد ؛ چنان كه پيه تمساح سم گزش تمساح را برمىكشد ، گوشت مارى را كه سر و دمش را بريدهاند بر جاى مار گزيده بگذارند سم مار را برمىكشد و حتى در بسيارى از حالات دارو خود سمى است ولى سم را خنثى مىكند . اما در هرحال داروى سم - كه علاجى است - از سمى كه بايد علاج شود ناتوانتر است . تو گويى آن سم علاجى مزاجى ميانگين بين مزاج بدن و مزاج سم دارد . » اين نظريهء اخير كار دانشمندان طبيعى است كه بر آن صحه بگذارند يا نگذارند ، براى طبيب زيانى در برندارد كه اين چيزها را نداند . اكثر داروهاى جذبكنندهء سم از بدن ، پوست را زخمى مىكنند و تاول بر پوست پديد مىآورند ؛ كه بايد چرك زخم و چرك تاولها را به جريان واداشت و پاك كرد . يكى ديگر از شرايطى كه دارو يا روش معالجهء سم بايد داشته باشد آن است كه سم را به يكى از حالات آتى تغيير دهد : 1 - دارو را منعقد و بىحركت گرداند ، كه بيخ مهر گياه همين كار را مىكند . 2 - سم را بسوزاند چنان كه داغ آتشين گذاشتن يا روغن زيتون و زفت و بويژه زفت بر آتش جوشان ، جاى جمع آمدن سم را در پوست داغ مىكند ، كه اين نوع از داغگذارى وسيلهء روغن داغ كار طبيبان مصرى است . 3 - دارو خاصيت ضديت با نوع سم را داشته باشد و آن را به نفع خود تغيير دهد . 4 - دارو در مزاج گرم و سرد با نوع سم درگير شود و آن را مغلوب سازد . اگر داروهاى جذبكنندهء سم به خارج - كه در اولين مرحلهء گزش به كار رفتهاند - و بقيه چيزهاى ذكر شده بهرهاى ندادند و كار بغرنج و زار شد ، بايد جاى گزش و پيرامونهاى جاى گزش را ببرى و دور اندازى و هيچ گوشتى را باقى نگذارى و فقط استخوان بماند . اما اگر حالت از اين هم بيمناكتر بود ، بايد اندام گزيده را ببرى و داغ برجاى بريده بگذارى . كليهء داروهاى علاج سم و بويژه داروهاى ماليدنى برجاى گزيده شده حتما بايد مسكن درد باشند و از روىآورهاى ناپيدا جلوگيرى كنند . مانند زاج زرد كه از داروهاى ماليدنى برگزيدهء جاندار سمى است . و اگر از اثر گزش ، خون زياد از عضو بيرون ريزد ، زاج زرد خونريزى را بند مىآورد . بايد اين سفارش مرا حفظ كنى و از ياد نبرى كه در هر حالتى از حالات نيشزدگى و گزشى جانوران سمى ، قبل از اطمينان پيدا كردن از نماندن اثر سم ، به هيچ وجه مگذار زخم به هم آيد و خوب شود .