أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
533
قانون ( فارسى )
روجربيكون مىگويد : « بعد از ارسطو ستون فلسفه و شالودهء علوم انسانى در دنيا منحصر به ابن سينا است . » كامبانيللا در سال 1630 ميلادى كتاب فلسفهء ابن سينا را در شهر فرانكفورت آلمان تجديد چاپ كرد كه اينبار كتاب شرح مفصلى از دكتر صليبا را به همراه داشت . دون رايموند اوّل كه رئيس اساقفهء طليطلهء اسپانيا بود ، و در ميان سالهاى 1126 - 1151 ميلادى مىزيسته است ، در سال 1130 مؤسسهء ترجمه و نشر علمى را پايهريزى كرد . و بسيارى از علماى مسلمان و يهود و مسيحى را كه با فلسفه و زبانهاى شرق آشنايى كامل داشتند بركار گماشت . از مؤسسهء او كتابهاى بسيار ارزشمند و ذى اهميت در علوم رياضى ، فلكيّات ، طب ، شيمى ، علوم طبيعى ، تاريخ طبيعى ، علوم ماوراء الطبيعه ، علم النفس ، منطق ، علوم سياسى از زبان عربى و عبرى و غيره به زبان لاتين ترجمه شد . مشهورترين كتاب در اين باره كتاب ارگانون تأليف ارسطو بود كه همراه شرح و تفسير كندى ، فارابى ، ابن سينا و غزالى ترجمه شد و شرح كامل هريك از اين دانشمندان بر كتاب ارگانون افزوده گشت . در سالهاى 1240 ميلادى و بعد از آن فلسفهء ابن رشد در ميان روحانيان مسيحى و بويژه در ايتاليا رواج بسزا يافت . فيلسوفان جوان مسيحى به تقليد از بيك دى لافيراندول و به پيروى از دانته شيفتهء فرهنگ شرق و ادبيات و زبان عرب شدند . پدر روحانى آسين بلاثيوس ريشهء كمدى الهى دانته را به كتاب رسالة الغفران ابو علاى معرى رسانيد و اثبات كرد كه دانته كمدى الهى را از وى اقتباس كرده است . مونيوث سندينو در واقعهء معراج محمدى با استفاده از كتابى كه در سالهاى 1919 - 1942 در مادريد اسپانيا چاپ و منتشر شد ، از هر حيث به بررسى پرداخت . انريكوويللى بعد از سندينو بحث معراج پيغمبر اسلام را از كتابهاى عربى فهميد و با كمدى الهى دانته مقابله كرد و به اثبات رسانيد كه دانته با زبان عربى كاملا آشنا بوده و با مطالعهء كتابهاى فارابى ، غزالى ، ابن سينا ، بطروجى و ابن رشد اين داستان جهنم و بهشت را پىريزى كرده و به وجود آورده است . فريدريك دوم حاكم و فرمانرواى سيسيل كه از سال 1220 تا 1236 فرمانروايى كرده است ، بنياد ترجمه و نشرى را پايهگذارى كرد و ميخايل سكوت به سرپرستى آن منصوب شد . كتابهاى زياد دربارهء فلسفه ، طب ، هيأت و غيره از عربى به لاتين ترجمه شد و بويژه كتاب رسالة النفس ابن سينا در اين ميان گوى سبقت از ساير كتب ربود ؛ زيرا شامل آراء فيلسوفان گذشته دربارهء دين و مذهب بود . همچنين در كتاب مزبور دربارهء عرفان شرق و مذهب هنديان ، معلومات كافى و وافى گنجانيده شده بود . مؤسسهء مزبور كه در سيسيل به سرپرستى ميخاييل سكوت بود ، از حيث علوم و فلسفه ابن سينا را در درجهء اوّل قرار داد و ابن باجه ، ابن رشد و ابن طفيل را پايينتر از او به شمار آورد . از سال 1117 در دانشگاه شارتر ، تدريس علوم فلسفى متداول شد و در سال 1200 ميلادى كرسى استادى فلسفه به دانشگاه پاريس انتقال يافت .