أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

531

قانون ( فارسى )

اسلام وفق دهد كه در اين باره از ابن رشد بسيار پيشى گرفته و كمتر از ابن رشد از ارسطو تبعيت كرده است . با اين همه چندى از كوته‌فكران او را كافر و زنديق خوانده‌اند ! . ابن سيناى طبيب كه قانون را نوشته ، در حقيقت بايد گفت دائرة المعارف طبى را به دنيا ارزانى داشته است . قانون در طب ابن سينا كه شامل پنج كتاب است ، تا قرن هفدهم در سراسر اروپا معتبرترين كتاب طبى بوده و در هر دانشگاهى آن را تدريس كرده‌اند . و حتى امروز هم مىتوان از توجيهات و اشارات او بهره‌ها كسب كرد . امّا زبان عربى بوعلى ، زمان تأليف قانون به حدى نبوده كه بالغويون عرب سهل است بلكه با هر نويسندهء عرب زبان سر برابرى داشته باشد . چنان كه در مقدمهء كتاب دوم قانون اشاره شد ، بسيارى از كلمات كه در قانون آمده‌اند از حيث ترجمه صحيح نيستند و شيخ الرئيس كلمات فارسى و كردى را تحت اللفظى برگردانده است . از قبيل : يشبه به جاى يمكن يا اظن ، على الرأس به جاى ايضا يا اكرر ، القيام الكبدى به جاى التفخم الكبدى و يا كلمهء ماست را كه همچنان ماست آورده است . دليل ديگر من بر ضعف شيخ الرئيس در لغت عرب - البته قبل از رفتن به اصفهان - روايت جوزجانى است كه گويد : روزى در مجلس امير علاء الدوله ، ابو منصور جبّان - كه در علم لغت شهرت داشت - حاضر بود . مسأله‌اى در لغت پيش‌آمد . شيخ از آنچه در بر داشت چيزى گفت . ابو منصور رو به ابن سينا كرد و گفت تو فيلسوف و حكيمى اما از لغت چيزى نخوانده‌اى كه سخن ترا پسنديده كند . شيخ از اين سخن رو ترش كرد و از آن تاريخ به مدت سه سال در خواندن كتب لغت كوشيد تا بدان پايه رسيد كه مافوقش متصور نيست . تا آنجا كه سه كتاب به روشهاى ابن العميد ، صابى و صاحب بن عباد به رشتهء تحرير درآورد و به جبّان نشان دادند . شرحهايى كه در دنياى اسلام بر كتاب قانون ابن سينا نوشته شده از علماى زير است . على رضوان ، متوفى 460 ه . ق ، امام فخر رازى ، نجم الدين احمد نخجوانى ، محمد بن محمود آملى متوفى 753 ه . ق ، سعد الدين محمد فارسى ، فخر الدين محمد خجندى ، جمال الدين حلى ، رفيع الدين گيلى ، يعقوب بن اسحق ساوى ، ابو الفرج يعقوب بن اسحق معروف به ابن القف ، هبة اللّه يهودى مصرى ، محمد بن عبد اللّه آق‌سرايى ، حكيم على گيلانى ، سديد الدين كازرونى ، ابو الفضايل محمد بن نامور خونجى ، على بن عبد الرحمن زين العرب ، عز الدين رازى ، قطب الدين ابراهيم مصرى ، ابراهيم بن على بن محمد سلمى قطب ، حكيم شفايى اصفهانى ، هبة اللّه بن جمنى ، افضل الدين جوينى ، ربيع الدين عبد العزيز چلبى ، علاء الدين مشهور به ابن النفيس و قطب الدين شيرازى . امّا كسانى كه بر قانون ابن سينا ، هامش نوشته‌اند در حساب نمىگنجند . محمود بن عمر چغمينى متوفى 745 ه . ق ، كتابى را به نام قانونچه نوشته كه خلاصه‌شدهء قانون در طب است ؛ و بسيارى از مؤلفان شرح و هوامش بر قانونچه نوشته‌اند . حال كه در دنياى اسلام راجع به ابن سينا نوشته‌ها را نوشتيم ، بياييد كه به خارج و به دنياى غرب سفرى كنيم و ببينيم اروپائيان دربارهء ابن سينا چه عقايدى دارند و تا چه حد از او قدردانى