أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
23
قانون ( فارسى )
خورده را مىبيند . و علاوه بر آن به سرفهء شديد مبتلا مىشود . علاج همان علاج مسموم شدن از پيازدشتى لازم است و بايد سرفه را وسيلهء داروهاى سينه نرمكن از قبيل : شربت بنفشه با آبجو و غير آن - از داروهاى علاج سرفه - معالجه كنى . 32 - تربد . تربد سه نوع دارد سفيد كه خوب است و سمى نيست ، تربد زرد و تربد سياه كه بدند و مسمومكننده . كسى كه از اثر خوردن تربد مسموم شود پىآمدهاى سمى شبيه به پيامدهاى مسموم شدن از خربق سياه و قارچ سمى سياه را دارد . علاجش نيز همان علاجها است ، جز اينكه بايد زياد روغن بادام بخورد . 33 - سوردبيون « تودرنيوز - نسخه » . من شخصا اين دارو را نمىشناسم و بجز علاج كلى سميتها چيز ديگرى را نمىتوانم سفارش دهم . اما گمان مىكنم كه داروى تندمزهاى باشد . و ممكن است گمانم درست از آب در نيايد . گويند اگر كسى سوردبيون بخورد عقلش درهم مىشود ، كشيدگى در پوستش ايجاد مىگردد ، لبهايش چنان كش مىروند تو گويى مىخندد . و ازاينرو در ميان يونانيان مثلى هست ، مىگويند : فلانى سارونيايى مىخندد . علاج چنان كه اشاره كردم من تنها علاج عمومى سمخوردگى را براى اين حالت مىدانم . اما طبيبانى كه اين دارو را ذكر كردهاند مىگويند : بايد مسموم اول قى كند ، بعد از قى كردن عسلاب بخورد ، شير بنوشد ، بدن را با روغنهاى گرمىبخش بيندايد ، در آبزن پر از آب گرم بنشيند ، بدن را ماساژ دهد و داروهاى ضد تشنج پليد را استعمال كند . 34 - طوبيون « طونيون - نسخه » . همچنانكه سوردبيون را نشناختهام اين دارو را نيز نمىشناسم . نه مىدانم چه مزاجى دارد و نه مىدانم چه علاجى مىخواهد . پندارم تندمزه باشد و شايد پندارم درست نباشد . گويند بر لب و زبان طوبيون خورده ورم فلغمونى برآيد ، مسموم ديوانه مىشود ، بيمارى وسواس به سراغش مىآيد و نبضش از كار مىافتد . 35 - مغز ميوههاى فاسدشده . گاهى مىبينى كه مغز گردو ، هسته زردآلو ، گوشت نارگيل و يا مغز بادام رنگ تغيير داده و فاسد شده است . و اگر انسان بخورد مسموم مىشود . علاج تقريبا علاج پياز دشتى خورده و بزر گزنه خورده لازم است . و رب ميوههايى از قبيل : رب غوره ، رب ريواس و رب سيب در علاج مسموم شدن از چنين مغز ميوههايى ويژگى دارند . علامت مسموم شدن از مغز ميوههاى فاسد دل بهم آمدن ، غش كردن و افسردگى زياد است .