أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

343

قانون ( فارسى )

خشك نشده را با هجده رطل سركه در ظرفى مىريزند و مىگذارند تا شش ماه در سركه مىخيسد ؛ كه اين نوع بيشتر اسهال‌دهنده است . اگر سركهء پياز دشتى را در دهان گردانند ، براى دهان و گوشت ميان دندان و لثه‌ها بسيار سودمند است . اگر از لثه‌ها خون آيد ، سركه پياز دشتى را در دهان گردانند خونريزى متوقف مىشود ؛ زيرا گيرنده است ، مواد رطوبتى از گوشت پيرامون دندانها را برمىچيند ، دندانها را محكم‌تر مىكند و دندان لق را ثابت و محكم مىگرداند . بوى دهن را خوش مىكند ، مزهء دهن مطبوع مىشود و بدبويى دهن را از بين مىبرد . اگر از آن تناول كنند ، قصبهء ريه را از هر آلايشى پاك مىكند و سفت مىگرداند ، صدا را صاف‌تر و بلندتر مىكند . اگر كسى درد معده دارد ، اگر كسى خوراك را هضم نمىكند ، اگر كسى صرع دارد و اگر به بيمارى سراسيمگى مبتلا است ، سركهء پياز دشتى بخورد خوب است . كسانى كه خلط سودايى بر آنها چيره شده و كسانى كه عقلشان پارسنگ برمىدارد و دارند راه ديوانگى را مىپيمايند ، از سركهء پياز دشتى استفاده كنند بهره بينند . زنى كه خفگى زهدان دارد ، كسى كه طحالش سفت و برآمده است و كسى كه از درد عرق النسا مىنالد به سركهء پياز دشتى توسل جويد پشيمان نمىشود و حتما بهره مىبيند . سركهء پياز دشتى بدن پژمردهء سست و فروهشته را سرحال مىآورد ، رنگ پوست بدن را زيبا مىكند ، نيروى ديد را تقويت مىبخشد و تنگ‌نفسى را شفا است . كسى كه گوشش به درد آمده ، مشروط بر اينكه زخم چركين در اندرون گوش نباشد ، چند قطره سركهء پياز دشتى در گوش چكاند درد آرام گيرد . هرآنچه در مدح سركهء پياز دشتى گفتيم ، مشروط بر اينكه هر روز ناشتا از مقدار كم شروع به تناول آن كنند و به تدريج به روزانه يك اوقيه و نيم برسند ، معلوم مىشود كه مبالغه نكرده‌ام و هرچه گفته‌ام صحيح است . 9 - سركه پياز دشتى مسهل اين نوع از سركهء پياز دشتى - كه ذكرش مىآيد - در تسكين پهلودرد ، درد معده و دشوار شاشيدن بسيار علاج خوبى است . كسى كه از غذا لذت نمىبرد و بدنش از غذا بهره نمىگيرد و كسى كه آروغ ترش افسرده‌اش كرده است ، علاجش با اين اسكنجبين است . نسخه قسمت مغزى پياز دشتى دو رطل ، زنجبيل دو اوقيه ، فلفل دو اوقيه ، بزر هويج بيابانى نيم اوقيه ، بزر رازيانه و رازيانهء شامى هريك يك اوقيه ، بزر كرفس دو اوقيه ، ننه حوا نيم اوقيه ، زيرهء كرمانى يك اوقيه ، بيخ انگدان و عاقرقرحا هريك يك اوقيه ، شكوفهء گياه حسل يك اوقيه ، پونه و نعناع