أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

288

قانون ( فارسى )

نسخه گلنار ، خون سياوشان ، برگ كبر و زاج بلورى هريك يك جزء در اندازهء برابر كوبيده و ساييده همه باهم در عسل سرشته شوند . مقدار تناولى يك مثقال با آب ولرم است . اگر مقدارى از اين معجون را در آب بپزى و بپالايى و آبش را ولرم بخورند بسيار خوب است . 95 - معجون قيوماى طبيب در اصلاح و روبراه كردن مزاج تباه شده و در علاج ورم كبد ، خوب دارويى است ، رنگ آدمى را صفا مىبخشد و معده را تقويت مىكند . داروهاى تركيبى معجون قيوماى طبيب از قرار زيرند : نسخه هليله و مصطكى از هريك بيست و پنج درهم ، زنجبيل و دارچين هريك بيست درهم ، فلفل سفيد بيست و چهار درهم ، طاليسفر - كه پوست درختى است - سه درهم ، خولنجان ده درهم ، نارمشك شش درهم ، افشرهء خاراگوش پنج درهم ، شراب سياه انگورى بر آتش پخته ( طلاء ) و شربت سوسن در اندازهء كافى كه بتوان داروها را در آن سرشت . داروها را همگى خوب بكوب و بساى و در شراب و شربت سوسن بسرش و حبهايى به اندازهء فلفل از آن بساز و هربار به وزن دو درهم از آن حبها را با آب ولرم تناول كنند . 96 - معجون اميرى اين معجون اميرى نام در علاج بند آمدن ادرار ، درد پشت ، ناتوانى كليه و براى خرد و خاش كردن سنگ كليه بسيار خوب است ؛ داروهاى گردآمده در اين معجون از قرار زيرند : نسخه بزر خشخاش ، بزر گندنا ( تره ) ، بزر شبت ، بزر كرفس ، بزر سوسن ، بزر كاهو ، بزر كاسنى ، بزر خرفه ، بهمنان سفيد ، بهمنان سرخ ، تخم زبان گنجشك ، كرچك دانه ، كسيله ، بزر ريحان سبز مايل به زرد ، بزر مرزنگوش ، برنگ كابلى ، فلفل ، تربد ، بزر ترتيزك برگ باريك ، بزر مرّ ، دوال ، اشه ( اندران ) ، شكوفهء گورگياه ، بزر شلغم ، كتيرا ، بزر بنگ ، بزر مرزه ، زرنب ( سرو تركستانى ) ، سرخدار ، ثمر گياه نيل ، كوشنه ، شاه‌زيره ، اسفرزه ، ثمر سرو كوهى ، لبانه ، بزر فاضل [ ؟ ] ، دارچين ختايى ، بزر كتان ، نمك هندى ، بزر سداب ، بزر خيرى سفيد ، بزر خيرى قرمز ، زيرهء كرمان ، قرفه ، بزر فرنجمشك ، انار بيابانى ، سنامكى ، سورنجان ( شنبليد ) ، افتيمون ( سس صغير ) ، بزر سمنه ( نقل خواجه ) ، سرخس و باقلا هريك سه درهم ، تودرى سفيد ، تودرى قرمز ، ننه حوا ، زنجبيل بيابانى ، ثمر زنجبيل بيابانى ، بزر رازيانه ، دارچين ، هليلهء زرد ، هليلهء كابلى ، بزر