أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

279

قانون ( فارسى )

مثقال روغن بلسان و عسل كف گرفته به اندازهء كافى درهم بسرش ! مجموع اينها را كه باهم سرشته‌اند در ديگ سنگى يا ديگ خزفى پاكيزه بريز و بر آتش نه تا پنج يا شش غلت بخورد . ديگ را از آتش بردار و بگذار سرد شود ؛ همين‌كه دارو سرد شد ، آن را در ظرف شيشه‌اى بريز و بگذار در شيشه بماند . از سوى ديگر يك كفتار مادهء لنگ پير را بگير ، دست و پاهايش را محكم ببند و او را در ديگ مسى بزرگى كه گنجايش اين مهمان عزيز را داشته باشد بينداز ! نيم مشت لوبيا گرگى و نيم مشت شبت و به اندازهء كافى آب گوارا در ديگ بريز و سر ديگ را محكم ببند و بر آتش نرم بگذار كه آهسته‌آهسته بجوشد ، تا گوشت بىبى كفتار پير از هم مىپاشد ؛ آنگاه ديگ را پايين آور و آبگوشت كفتار را بپالاى ! پوست و استخوان و موى را بگير و آبگوشت خالص بدون استخوان و موى و پوست بماند . اين‌بار آبگوشت را به ديگى پاكيزه و نظيف منتقل كن و روغن بلسان بيست و پنج مثقال ، روغن سنبل رومى بيست و پنج مثقال - كه مجموعا پنجاه مثقال مىشود - در آبگوشت صاف شدهء كفتار بريز و باز بر آتش نه ! آتش نرم باشد و آبگوشت آهسته آهسته بپزد ، تا اينكه يك سوم از آن مىماند . به اندازهء آبگوشت باقىمانده عسل بياور در آن بريز و بگذار بجوشد تا كاملا به قوام عسل پرمايه و غليظ درمىآيد ، آنگاه داروهاى معجون شده را كه در شيشه منتظرند بياور و بر اين آبگوشت عسلى شده بريز و به هم زن تا خوب درهم مىآميزند . سپس ديگ را از آتش بردار و بگذار سرد شود . بعد از آنكه سرد شد دارو را در ظرف شيشه‌اى بريز و نگهدار ! مدت شش ماه كامل بايد دست‌نخورده بماند ؛ كه قبل از شش ماه هر كس از اين آبگوشت عسلى ذره‌اى بخورد ، فورا به گورستان منتقل مىشود . بعد از گذشت شش ماه مىتوان از آن استفادهء دارويى كرد . « 1 » 81 - قفطرغان كوچك نسخه ثمر بلسان دو درهم ، زعفران ده درهم ، مشك دو دانگ ، مويزك عسلى سفيد چهار درهم ، افيون پانزده درهم ، كندس دو درهم ، فلفل ده درهم ، ابريشم خام يك درهم ، بزر بنگ ده درهم ، شيرگياه شير سگ هفت درهم ، هل و پوست بيخ مهرگياه هريك دو درهم ، دوال ، دارچين ختايى ، اشه ( اندران ) ، سينه‌پيچ ( لبانه ) ، شيرين‌بيان ( بيخ سوسن - نسخه . ) چوبكهاى شاخهء بلسان ، پيه هندوانهء ابو جهل ، زنجبيل ، سكبينه ، گاوشير ، دارچين ، گند بيدستر ، هزارچشان ، ششبندان و گياه خلال دندان هندى هريك دو درهم ، بزر سپند ، ميخك ، سادج هندى ، پيه كرگدن و زهرهء فيل از هر يك چهار درهم ، طلا و نقرهء ساييده و بيخته هريك يك دانگ ، زنجبيل بيابانى ، درونه و كافور هر يك سه درهم ، سنبل الطيب ( علف گربه ) هشت درهم ، كوشنهء تلخ چهار درهم ، شاه‌زيره دو درهم ، زراوند غلتان يك درهم ، ننه حوا ، مرزهء ايرانى ، بيخ ارونه ( خزامى ) و ثمر كبر هريك يك درهم ،

--> ( 1 ) - ظاهرا اين دارو نامش « كفتارخان » بوده كه عربها اين بلا را بر سرش آورده‌اند و قفطرغان كرده‌اند - م .