أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
280
قانون ( فارسى )
توتفرنگى درختى ( قاتل ابيه ) ، شكر ، ثمر درخت غار و خون سياوشان هريك دو درهم ، نمك هندى ، چوبك رختشويى از قسم نر هريك دو درهم ، گوگرد دريايى يك درهم ، برنگ كابلى و فلفل هريك دو درهم ، خيار چنبر دارويى پاك شده از چوب و دانه ، مرجان يا بدل مرجان ، طاليسفر ( برگ زيتون هندى ) يا تيواج ختايى ، بيخ گياه شهدانه و برنج هريك يك درهم . از اين داروها آنچه كه خيسيدنى هستند در شراب خيس شوند و آنچه خشكند كوبيده و ساييده و بيخته آماده گردند و همه را باهم در عسل كف گرفته بسرشند . اين دارو هم بايد بعد از شش ماه استعمال شود . 82 - كلكلانج بزرگ اين دارو علاج سرمازدگى معده سردمزاجى معده و سستى معده است ، در علاج تبهاى كهنه شده و ديرپا ، غش كردن ، دشوار شاشيدن و در علاج برص ، بهك و بىخوابى و در مداواى شكسته استخوانان و در معالجهء سرفهء تر بسيار خوب است . براى علاج سل اگر مسلول تب نداشته باشد ، در علاج كسانى كه بدنشان سرد شده ، در علاج بواسير و در علاج بيماريهاى طحال به شرطى كه بيمار تب نداشته باشد ، در علاج دمل ، بيمارى و درد قولنج ، در علاج بيماران استسقا ، براى زنان باردار كه در اثناى باردارى بيمار مىشوند ، در علاج خفگى زهدان ، در پراكندن باد در مفاصل پيچيده ، بادكردگى بهطور عام ، در علاج پشت درد ، درد ماهيچهها و درد زانو بسيار خوب است . داروهاى تركيب شده در معجون كلكلانج بزرگ به قرار زيرند : نسخه هليلهء سياه ، بليله ، شير آمله ، فلفل ، فلفل دراز ، زنجبيل چينى ، گياه خلال دندان ( شيطرج ) ، فلفلمويه ( بلبلمويه ) ، نمك هندى ، نمك قرمز ، نمك عادى - كه در غذا داخل است - نمك نانوايان كه با خمير كنند ، تخم زبان گنجشك ، مشك زمين ، قاقلهء ريز ، قرفه ، برنگ ، مرزهء ايرانى ، سياهدانه ، ثمر گياه نيل ، زيرهء هندى ، ساذج هندى ، بزر كرفس ، گشنيز خشك و در نسخهء ديگر هشفيقل ( شقاقل ) و كشت بر كشت هريك چهار درهم ، گاوشير هشت درهم ، تربد يك رطل و شانزده مثقال ، مويز از دانه تهى شده يكصد مثقال ، آمله دويست مثقال ، پانيد شش رطل و نيم ، روغن كنجد سه رطل [ در نسخهء ديگر يك رطل ] . يكصد مثقال مويز را تنها در آب بپز و بپالاى و خيار چنبر دارويى را در آن آب پالاييدهء مويز پخته بريز كه بخيسد . « 1 » دويست مثقال آمله را بكوب كه خرد شود و در بيست و چهار رطل آب بريز و بگذار يك شبانهروز در آن آب بماند ، بعد آن را بر آتش بجوشان تا يك سوم مىماند . سپس بپالاى و تفالهء آمله را بفشر و دور بينداز و آب آمله در آن پخته را به ديگ برگردان ! آب
--> ( 1 ) - در هر دو نسخهء مصرى و ايرانى ضمن داروها نامى از خيار چنبر نيست و اندازهاش ذكر نشده است - م .