أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
278
قانون ( فارسى )
نسخه افيون شانزده مثقال و چهار دانگ مثقال ، شير گياه شير سگ هشت درهم ، اقاقيا بيست مثقال و دو درهم و دو سوم درهم ، هل دوازده مثقال و چهار دانگ مثقال ، كوشنهء تلخ هشت مثقال ، فلفل هشت مثقال و چهار دانگ مثقال ، عاقرقرحا شش درهم ، فاشرا - كه همان گياه هزارچشان است - و فاشرستين « 1 » - كه ششبندان است - از هريك چهار درهم ، ابريشم خام هشت مثقال ، سوختهء نقره شش درهم ، گل سرخ خشكيدهء از كاسبرگ تهى شده شش درهم ، بزر سداب چهار درهم ، بزر كرفس هشت مثقال ، مشك شش درهم ، نانخواه ( ننه حوا ) چهار درهم ، بزر بنگ سفيد سى و شش مثقال و دو درهم ، شكوفهء تاك چهار درهم ، پوست بيخ كرفس دوازده مثقال و دو درهم ، بزر خرفه چهل مثقال ، كرچك دانهء پوست كنده سى و دو مثقال ، گوگرد زرد بيست مثقال ، صمغ عربى دوازده مثقال و دو درهم ، ميعه سايله دوازده مثقال و دو درهم و چهار دانگ ، مقل كبود هشت مثقال ، كندر نر بيست مثقال و دو درهم ، بارزد سى و شش مثقال و دو درهم و چهار دانگ ، مويزك عسلى برگزيدهء خوب بيست مثقال و چهار دانگ . آس هشت مثقال ، مصطكى دوازده مثقال و چهار دانگ ، زراوند غلتان دوازده مثقال و چهار دانگ ، بيخ سوسن آسمانگونه دوازده مثقال و دو درهم ، كراويا ( شاهزيره ) بيست و چهار مثقال ، بيخ كاكنه شش درهم ، ساذج هندى دوازده مثقال و چهار دانگ ، دانههاى ثمر بلسان ، نى نهاوندى ، دارچين ختايى ، زنجبيل بيابانى و درونه از هريك هشت مثقال ، ثمر مهرگياه چهار درهم ، دارچين شش درهم ، برباله ( اسارون ) چهار درهم قاقلهء درست پانصد عدد ، ميخك نر بيست مثقال ، ميخك ماده دوازده مثقال ، افروديجان - خاكى است كه از قبرس آورند - نوعى ديفروغس - به وزن هشت مثقال و دو درهم ، قرفه هشت مثقال ، خولنجان چهار درهم ، مرواريد ناسفته پنج درهم ، بدل مرجان يا مرجان هشت مثقال و يك درهم ، زراوند دراز سى و شش مثقال ، ارونه دو درهم ، سوسن سفيد ( وج سفيد ) هشت مثقال و دو درهم ، گياه خلال دندان هندى ( شيطرج ) هشت مثقال ، زنجبيل و فلفل سفيد هريك بيست مثقال ، ثمر تانبول و بوزيدان ( مستعجل ) هريك دوازده درهم ، انار مشك هشت مثقال و دو درهم و چهار دانگ ، زهرهء گاو ماده دو درهم ، زهرهء گرگ ، زهرهء خرس و زهرهء كلاغ سياه هريك يك درهم . از اين داروها هرچه را كه خشكند و قابل كوبيدن هستند بكوب و بساى و ببيز و هرآنچه را كه سزاوار كوبيدن نيستند در شراب بريز و بگذار مدت هفت روز در شراب بخيسند . بعد از آن داروها را - كه كوبيده و بيخته هستند - در آن شراب كه داروهاى ديگر در آن خيس شدهاند بريز و مواظب باش شراب به اندازهاى باشد كه اگر داروها را در آن ريختى و به هم زدى غليظ و پرمايه بشود و انگشت پيچمانند گردد ، و بيشتر از آن نباشد . بعد از آن همه را باهم با دوازده
--> ( 1 ) - فاشرا : هزارچشان - فاشرستين : ششبندان سياه - عميد . فاشرا : هزارگوشان - فاشرستين : هزارچشان - معين . فاشرا : هزارچشان - فاشرستين ششبندان - تحفه - فاشرا : هزارچشان - تذكرهء انطاكى .