أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

76

قانون ( فارسى )

اين پاكسازى از روى ناچارى كه در وقت و اوان طبيعى و لازم صورت نمىپذيرد ، به غذا خوردنى مىماند كه در وقت طبيعى و لازم نباشد . چنان كه گاهى ناچاريم كه براى جلوگيرى از ناتوان شدن بيمار و نگهدارى از توانش غذاى نابهنگام به او بدهيم . همچنان است كه براى دفع بلاى خلط ، اين پاكسازى نابهنگام را اجرا مىكنى . اگر ديدى كه لازم است و بايد تب‌زدهء عفونى را پاكسازى كرده و داروى اسهال تجويز كنى كه بخورد ، بايد دستورات زير را مراعات كنى ! و خوردن داروى اسهالى در شرايط زير باشد : 1 - وقتى كه نوبت تب سر آمده است و بيمار احساس تب نمىكند . 2 - يا در فاصلهء ميان نوبت تب و نوبت بعدى باشد . 3 - سردترين وقت را براى خوراندن داروى اسهالى براى بيمار انتخاب كن ! 4 - روزى كه نوبت تب است پاكسازى وسيلهء داروى اسهالى را تجويز مكن ! 5 - روزى كه نوبت تب است پاكسازى بيمار نبايد وسيلهء رگ زدن باشد . 6 - طورى وسيلهء داروى اسهالى بيمار را اسهال ده كه ماده پاكسازى شده راه طبيعى را در پيش گيرد نه اينكه بر ضد قانون طبيعى به حركت درآيد . 7 - چندان خلط را وسيلهء دارو برانگيخته مكن كه به حركتى شبيه پديد آوردن نوبت تب شبيه باشد . روى هم رفته بايد در هنگام نوبت تب كاملا مواظب باشى و با نرمش و مدارا معالجه را ادامه دهى . مثلا هنگام نوبت تب عفونى ، حتى نبايد شكر مخلوط آبجوى باشد كه بيمار مىخورد و نيز نبايد گلاب قند هم بخورد . كه مبادا لوله رگها را تنگ كند نوبت تب تحريك شود ، كه آن هم خطرناك است . داروى وسيلهء پاكسازى را تا وقتى تجويز كن كه پاكسازى بيش از حد نشده است . طبيب بايد ياور و مددكار طبيعت باشد ؛ كه طبيعت به مصلحت آدمى دست به كار است و كارى كه او مىكند از دست طبيب برنمىآيد . اين را نيز بدان ! كه در بسيارى از حالات علاج تب عفونى و بويژه در پاكسازى بيمار تب عفونى ، به داروى نيرومند و ناتوان نيازمندى . - چگونه مىشود كه هم نيرومند باشد و هم ناتوان ؟ - منظور از نيرومندى دارو آن است كه دارويى باشد خلط غليظ پرمايه لزج و چسبان را از جا بركند و بيرون براند . منظور از ناتوانى همراه توانايى آن است كه بيمار از اثر داروى اسهالى يك بار يا دو بار به اجابت مزاج برود و مواد زياد را باهم بيرون نريزد ، كه مبادا از نا بيفتد . اگر مىخواهى بيمار را رگ بزنى ، اولا تا ممكن است به رگ زدن اقدام مكن ! اگر امكان نداشت و خود را ناگزير از رگ زدن ديدى ، خون لازم را در چندين بار بيرون كش نه اينكه يكباره خون زياد بكشى ؛ زيرا اگر يكباره و در يك بار رگ زدن خون بسيار از بيمار كشيدى ، احتمال مىرود خونى را با خون لازم براى تخليه بيرون ريزى كه نياز به تخليه‌اش نيست . خون كه به زيادى زياد و يكباره و بيش از حد لازم بيرون ريخت ، چيز چندانى براى