أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

75

قانون ( فارسى )

در بعضى حالات لازم مىباشد كه خلط سبب بيمارى را قبل از پخته شدن و رسايى بيرون آورد . كه اين حالات به قرار زيرند : 1 - مادهء خلط سبب بيمارى در اندازه بسيار است ، در يك جا جاى گرفته و آرام شده نيست ؛ در حركت است و از اندامى به اندامى ديگر نقل مكان مىكند . گمان مىبرى كه نبايد صبر كنى تا به پختگى مىرسد و فرصت از آن تنگتر است . ممكن است در اين مهلت تا مىرسد زيانهاى غير قابل جبران به بار آورد . مثلا بيم آن باشد كه ورم سرسام و غيره را به بار آورد . اگر بگذارى بماند تا مىرسد ، زمان مىخواهد كه قبل از آن خطر سر برمىآورد . پس ناچارى براى جلوگيرى از خطر احتمالى ، خلط ناپخته را بيرون دهى ، كه آن هم خطرناك است اما خطرش قابل قياس با خطر ماندنش تا وقت رسيدن نيست . علاوه بر اين خلط مايهء بيمارى در اندازه زياد متحرك و لگام گسيخته حتما سبب آزارى براى بيمار و تن بيمار مىشود كه اين آزار زياد است و طبيعت از آن بسيار رنج مىبرد . حركت مىكند كه اين خلط سرگردان موذى را از خود دور سازد . اگر طبيب به طبيعت كمك كند ، حتما همدستى داروى طبيب و طبيعت آن را به بيرون پرت مىكنند . اين را نيز بدان ! كه حالت خون‌گيرى و رگ زدن و پاكسازى از راه رگ زدن ، با پاكسازى خلط از راه اسهال فرق بسيار دارد . آنچه در پاكسازى اخلاط لازم است اينكه بايد منتظر باشى تا مىرسد و آنگاه آن را بيرون دهى . در پاكسازى از راه خون‌گيرى اين انتظار لازم نيست . اگر در وهلهء اول پيدايش تب عفونى رگ نزدى و رگ زدن را لازم ندانستى ، در مراحل ختامى هرگز رگ مزن ! زيرا اولا كارى است بيهوده و هيچ فايده‌اى از آن متوقع نيست و ثانيا در مراحل نهايى بيمارى بيمار بسيار ناتوان شده است و تو خون او را بيرون بكشى ناتوانى بر ناتوانى آيد و ممكن است بيمار را به ديار آخرت بفرستى . 2 - در شرايطى بيم چيرگى يافتن خلط بر بدن بيمار بود و احتياط چنان اقتضا كرد كه بيمار را از خلط پاكسازى كنى ، درحالىكه خلط هنوز نارسيده است ؛ اگر اين حالت در اوايل پيدايش بيمارى رخ داد ، مىتوانى خلط را به حركت دربياورى . اما اگر حالت بايستهء پاكسازى در مراحل نهايى حالت تب و بيمارى رخ داد ، نبايد وسيلهء دارو يا هر چيزى خلط را به حركت وا دارى . منتظر باش تا طبيعت چيرگى يابد و خلط پخته شود ، آنگاه اگر با پخته شدن به حركت درنيامد ، تو آن را به حركت درآور ! امّا مواظب باش كه در جهت حركت طبيعى آن را به حركت وادار كنى . و اگر ديدى كه خلط خود به خود و بدون علاج طبيب به حركت درآمده است يا به حركت درمىآيد ، بگذار و منتظر باش تا كار خود به خود فيصله يابد . اين حالت چيرگى يافتن خلط بر بدن است كه بقراط آن را خلط هيجانى ناميده است و در اين باره مىفرمايد : « هرگاه بيمارى به حالت پختگى رسيد ، بايد وسيلهء داروى مسهل خلط را از بدن پاكسازى كرد . امّا در اول بيمارى نبايد پاكسازى وسيله دارو صورت پذيرد ، مگر اينكه بيمارى هيجانى و برانگيخته باشد ؛ كه اكثرا ممكن است چنين نباشد . »