أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

74

قانون ( فارسى )

بايد خلط كم‌مايه را كمى گرمى بخشيد ، خلط پرمايه و غليظ را كمى كم‌مايه‌تر و رقيق كرد ، خلط چسبان و لزج را قطعه‌قطعه كرد تا بتوان آنها را بيرون راند . فرض كنيم اين شخص در زمينهء بحثى كه ما گفتيم چيزى را از فرمودهء اطباى پيشين نشنيده است ، اما دست كم خودش از حالت بيرون انداخته از راه دهان - كه معاينه مىكند و مىداند كه خلط رقيق را بايد منعقد كرد و خلط غليظ را بايد كم‌مايه ساخت تا بتوانند بيرون آيند - حتما راه راست را مىيافت و با اين اشتباه روبرو نمىشد . چرا اقلا پيش خود فكر نمىكند و به حل مسأله پى نمىبرد و از خود نمىپرسد ؟ چرا در حالت تبهاى شديد در مراحل نخستين ، ادرار بيمار ته‌نشين ندارد و چرا بعدا داراى رسوب و ته‌نشين مىشود ؟ مگر با شيشهء آزمايشى آشنا نيست و مگر از اين مسأله سر درنمىآورد ؟ آيا ته‌نشين پسنديده در ادرار چيزى بجز تحليل رفتهء خلط پخته شده و رسا است ؟ حتما مىگويد : نه . چرا در اول كار و شروع بيمارى تب شديد ، اين ته‌نشين پسنديده در ادرار نبود ؟ آيا او خود نمىگويد پختگى و رسايى خلط بدين معنى است كه خلط كم‌مايه و رقيق گردد ؟ اگر فرمايشش صحيح بود ، بايستى در نخستين مرحله‌هاى تب خونى و تب صفرايى - كه خلط سبب تب در هر دو حالت كم‌مايه و رقيق است - ته‌نشين پسنديده در معاينهء ادرار بيمار ديده شود ؛ چنان كه طبيعت برحسب قانون سرشتى زايدهء ريختنى خلط را نگه مىدارد تا خلط به خوبى پخته مىشود ، آنگاه از مجارى ادرار و با ادرار به بيرونش مىريزد . همچنان بايد طبيب برحسب معلومات خود بداند كه تا نشانى رسايى خلط در شيشهء آزمايش بول پيدا نشود ، نبايد كوشش كند كه خلط را بيرون براند . اگر اين كار غير طبيعى از او سر بزند - كه خلاف دستور كلى طب است - بيرون آوردن خلط نارسيده يا ممكن نيست يا بسيار دشوار است . ممكن است از اثر كوشش طبيب - چنان كه اشاره كرديم - خلط به حركت درآيد ، اما بيرون نيايد و ژرفاروتر شود و شايد پاك و ناپاك درهم مخلوط شوند . اين طبيب فرزانه ! اقلا بايستى نسبت به جالينوس و بقراط خوش‌بين باشد و عقايد آنها را بپذيرد . كه در اين باره شرح و بسط مفصل داده‌اند . بايستى بيشتر فكر كند و آنگاه بر ضد عقايد پيشينيان قد علم كند . اگر در اين قد علم كردن در مقابل پيشينيان و بر ضد آنها ايستادن حق داشت سخنش را مىپذيرفتيم ، اما متأسفانه كمتر فكر كرده و به سرعت عقيدهء نامربوط خود را ابراز داشته است . به گمان من صاحب اين رأى سخيف و نامربوط ، آزمايشهايى كرده و نتيجه‌هايى به دست آورده و عقيدهء خود را بر نتيجهء اين آزمايشها پىريزى كرده است . تجربياتى كه او را بر اين عقيده آورده است هيچ‌كدام با دستور و قوانين علم طب جور درنمىآيد . نتيجهء آزمايشهاى او - كه اساس اين عقيده شده است - بسيار اتفاقى است . ممكن است گاهى از يكى از اين آزمايشها چيزى به دست آورده باشد ، درحالىكه از همهء آزمايشهاى ديگرش هيچ چيزى را به دست نياورده است ، كه اين هيچ پيدا نكردن صحيح است . بگذار از اين نظريهء سراپا غلط بگذريم و به موضوع اصلى خودمان برگرديم .