أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
73
قانون ( فارسى )
در شرايطى كه بيمار نبايد آب سرد بخورد ولى گوش ندهد و آب سرد بخورد . ممكن است به حالات زير مبتلا شود : 1 - اگر بيم آن بود كه خوردن آب سرد به ترنجيدگى مسامهاى بدن انجامد ، از اين راهبندان در مسامها حالتى ديگر از تب پديد مىآيد كه شايد از حالت تب اول شديدتر باشد . 2 - اندامى از اندامان تن بيمار بسيار ناتوان است و اگر آب سرد بر آن آيد آن اندام را از كار مىاندازد . مثلا بارها رخ داده است كه كسى از اثر آب سرد خوردن ، بلعيدن لقمه بر او دشوار شده است ، يا به دشوار نفسى گرفتار آمده است ، يا به لرز و تشنج مبتلا شده است ، يا مثانه يا كليه و يا قولون ناتوان شدهاند . اكثرا كسانى را بايد از آب سرد خوردن منع كنى كه مىدانى به سلامت آنها لطمه مىزند ! اگر از سببهاى زيانآور در حالت آب سرد خوردن تبدار را از خوردن آب سرد منع كردى و ديدى كه بيمار سيماى پرنشاط و ماهيچههاى كلفت و نيرومند دارد ، مزاجش گرم خشك است و او را پاكسازى كردهاى ، گاه به گاهى اجازه بده كه آب سرد بر تن بپاشد . وقتى كه تب در مرحلهء چهارم است يعنى درجهء تب شروع به پايين آمدن كرده است و نشان از رسيدن ماده و پاكسازى اخلاط موجود بود ، مانعى ندارد كه به حمام برود ، شراب كممايه مخلوط با آب بخورد و روغنهاى تحليلبرندهء مادهء خلط سبب تب را بر تن بمالد . هرگاه دستورات ذكر شده را - كه در زمينهء نخستين مرحلهء روىآورهاى تب گفتهايم - به كار بردى ، بايد بعد از آن به رسانيدن مادهء سبب بيمارى همت بگمارى ، و پاكسازيهايى را به كار برى كه براى كم كردن ماده يا خشكانيدن آن - كه آنها را ذكر كرديم - و بلكه براى ريشهكن كردن سبب بيمارى لازم است . اگر مزاج بيمار گرم يا سرد است و اگر خلط ، گرممزاج يا سردمزاج است ، مگر اينكه ناگزير از پاكسازى باشى و گرنه هيچگاه شروع به پاكسازى بدن بيمار از خلط مكن ! تا كاملا معلوم نشود كه خلط پخته و رسيده است . ممكن است هنوز خلط نارسيده باشد و تو بيمار را اسهال دهى ، مادهء اسهالى زياد باشد اما خلط كه هنوز خام و ناپخته است و آمادهء بيرون دادن و سزاوار بيرون دادن نيست با مادهء اسهالى بيرون نيايد . و شايد از اين اسهال نابهنگام پاك و ناپاك درهم آميزند ؛ زيرا خلط بدجنس و پليد - كه هنوز نارسيده است - از اسهال حتما به حركت درمىآيد اما بيرون نمىآيد و ممكن است با خلط خوب و پسنديده درآميزد . نبايد به فرمايش آنكس كه مىشناسى باور كنى كه مىپندارد ؛ مهم و منظور در رسانيدن خلط آن است كه خلط غليظ و پرمايه را رقيق و كممايه گردانند ؛ چون خلط گرممزاج خود به خود كممايه و رقيق است نيازى به رسانيدن ندارد . واقعا اين شخص راه خطا پيموده است و به هدف نزده است . نه . . . منظور از كلمهء رسانيدن و پخته گردانيدن خلط روبراه كردن و اصلاح مادهء خلط است كه آمادهء بيرون راندن شود و به آسانى بيرون آيد . خلط كممايه و رقيق سير و آب كشيده ، خلط غليظ و پرمايهء چنگ اندر جاى سكونت زده و خلط چسبان و كمين كرده ، هيچكدام آمادهء بيرون آمدن نيستند و به آسانى بيرون نمىآيند .