أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

67

قانون ( فارسى )

و تكان بدون اراده بر انسان حكم‌فرماست ولى تبى در ميان نيست . و شايد همين حالت انتشار خلط بلغم شيشه‌اى و حالت تكان‌دهنده و لرزانندهء آن نوبتى باشد امّا نه آن‌قدر شديد كه به تب بينجامد . هر مادهء خلطى وقتى كه كم باشد حالت خستگى را در پى دارد . اگر در اندازه زياد باشد ، زياد سبب اين تكان و لرزش بدون اراده مىشود و تا وقتى كه متعفن نشده است تب در پى ندارد ؛ اما اگر متعفن شد تب را نيز به دنبال خود مىآورد . گاهى ممكن است از اثر نوع غذايى كه انسان مىخورد - يا همانند آن - حرارت بدن به درون بخزد و رويهء بدن را رها كند و احساس سرما و لرزش و تكان بدون اراده بر انسان روى آورد . - قبل از حالت تب ، سرما و لرزه و تكان بر انسان مىآيد . سببش چيست ؟ - خلط به درون ماهيچه‌ها مىخزد و هنوز خام و دست نخورده است و در قياس با مزاج ماهيچه‌ها سردمزاج است . از اين سردمزاجى آزارى براى ماهيچه‌ها به بار مىآورد . بعد از آن گرماى بيگانه به سر وقتش كه رسيد ، شروع به گرم شدن مىكند . آزار سردمزاجى اولى و حركتش - كه از گرماى تازنده است - دست به دست مىدهند و سرما و لرز و تكان پديد مىآورند . گاهى ممكن است خلط خزيده به ماهيچه‌ها آزار گزشى داشته باشد ، و در عين حال نيروى مدافع در ماهيچه‌ها سرشار از قوت و توانائى باشد . درست به اين مىماند كه آب بسيار گرم بر پوست انسان بريزند . بويژه اگر خلط گزنده شورمزه هم باشد ، اين حالت آشكارتر و نيرومندتر مىنماياند . ممكن است درد گزشى ناشى از خلط ، سببش فرار گرماى سرشتى و طبيعى به سوى داخل بوده و سرما بر بدن چيرگى يافته باشد . گزش از گرماى سرشتى فرار كرده باشد كه در درون و در غشاى درونى احساس مىشود و در نتيجه احساس سردى از سرماى اشغال‌كنندهء رويهء بدن باشد . گاهى ممكن است از اين فرار گرماى غريزى به سوى درون لرز و تكان بدون اراده بر انسان چيره شود ؛ چنان كه اين حالت وقتى رخ مىدهد كه ورمى در درون بدن انسان باشد . در حالت تبهاى دست برندار اگر حالت لرز و تكان و حالت چندش بر بيمار آيد بسا ممكن است كه نويد بهبودى يافتن بيمار باشد ؛ زيرا اين حالت نشان از آن دارد كه مادهء خلط به وجودآورندهء تب - كه در داخل رگها بوده - تكان خورده و از رگ خارج شده است . اما اگر ماده نرسيده و ناپخته باشد ، يا اين حالت در هنگام بحران تب دست برندار رخ دهد ، و بعد از لرزش و چندش حالت تب سبك نشود ، معلوم مىشود كه اين لرزش و چندش همراه تب دست برندار است و از چيره شدن نيروى طبيعى انسان بر ماده نيست ، بلكه دليل آن است كه مادهء خلط به وجودآورندهء تب در اندازه بسيار است و لبريز كرده است و اين حالت لرزش و چندش نتيجهء سرريزشدهء مادهء زياد از ظرفيت رگ است .