أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

57

قانون ( فارسى )

بدترين و بغرنج‌ترين تب تب لازم ( تب هميشگى و دست برندار ) است مشروط بر اينكه عفونت خلط در داخل رگها روى داده باشد . در درجهء دوم ( بعد از تب لازم ) در ناپسندى ، تبى است كه مىآيد و مىرود . در اين حالت مادهء متعفن شدهء سبب تب در سراسر اندامان بدن و يا در اطراف و نزديكيهاى قلب منتشر شده است . پيران - كه اكثرا سردمزاجند و كمتر به امتلا ( برهم متراكم شدن غذا و هضم نكردنش ) مبتلا مىشوند - كمتر رخ مىدهد كه به تب بسيار گرم همراه لرزش مبتلا شوند . نبض در حالت تبهاى عفونى ، نبض حالات مختلف به خود مىگيرد كه اين اختلاف بستگى به حالات زير دارد : 1 - اختلاف جنس تب عفونى با يكديگر هريك نشانى از نبض با خود دارد . 2 - ممكن است حالت تب از يك نوع باشد ، اما شدت تب و سبكى آن تغييراتى را در نبض به وجود آورد . 3 - روىآورهاى بيمارى شديد باشد يا كم‌تأثير و كم‌شدت ، در نبض خود را مىنمايند . 4 - ممكن است در حالت تب عفونى نبض سخت و سفت باشد كه در اين حالت نشان از چند حالت احتمالى دارد : الف - ورم گرم كه به شدت كشيده مىشود و انتشار مىيابد ، سبب سخت شدن نبض گردد . ب - ورم گرم در اندامى پيالود پديد آمده باشد . ج - ورمى سخت در درون بيمار هست كه سبب سخت شدن نبض شده است . د - خشك‌مزاجى شديد بر بدن بيمار مستولى است . ه - در نوبتهاى سرآغاز تب سردمزاجى و سرما بر بدن چيرگى يافته است . ممكن است در حالاتى از تب عفونى نبض نرم باشد ، مثلا : 1 - مادهء خلط عفونى - كه سبب تب شده است - تر و نرم بلغمى يا خونى است . 2 - ورمى در درون امّا در اندامى نرم است ، مثلا ورم ذات الكبد ، ورم ذات الريه و ورم سبب بيمارى مرگ دروغين از اين نوع ورمها هستند كه نبض بيمار در آنها نرم است . 3 - سبب نرمى نبض نمناك شدن پوست بدن است كه مىخواهد عرق كند . در اين حالت نبض نرم مىزند . در سرآغاز شروع نوبت تب عفونى ، نبض ناتوان و فشرده است ؛ زيرا نيروى طبيعى مدافع در بدن در اين حالت يورش مىآورد و سرگرم تخليه ماده و خنك كردن حالت گرمى شديد مىشود .