أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

53

قانون ( فارسى )

5 - شكم پر و مالامال از غذا است و غذاى گرم ديگرى بر آن وارد كرده است . 6 - در مراعات حال معده و كبد اهمال كرده است كه نگذاشته غذا در معده و غذاى ويژه به كبد در كبد به هضم كامل برسند و از وارد كردن غذاى نوين بار آنها را از سنگين سنگين‌تر كرده است ، و هنگامى كه در معده و كبد احساس ناتوانى كرده به تلافى ندانم كارى دست نزده است و داروهاى پاشيدنى و بر خارج بستنىهاى گرمىبخش را به كار نبرده است . سببهاى توليد عفونت در بدن را ذكر كرديم ، امّا ببينيم اين مادهء عفونى كه در نتيجه به تب مىانجامد در كجاى بدن جايگير مىشود ؟ كه اين هم چندين احتمال دارد : 1 - ممكن است عفونت كذايى در سراسر بدن - بدون استثنا - پديد آيد . 2 - ممكن است در يك اندام پديد آيد و سبب پيدايش تب عفونى شود . مثلا اندامى از اندامان درونى ناتوان شده است يا حرارت بيگانه با شدت و حدت تمام بر او تاخته است و يا درد و آزارى بر او وارد آمده و توليد عفونت كرده است . - چه نوع از انواع خلطها آمادگى عفونى شدن دارند ؟ 1 - ممكن است خلط صفرا متعفن شود ، كه بخار برخاسته از آن بخارى شديد و دودى مزاج و لطيف و كم‌مايه است . 2 - ممكن است خون متعفن شود ؛ ماده‌اى كه از خون متعفن جدا مىشود ، بخار لطيف است . 3 - ممكن است خلط بلغمى متعفن شود ، كه در اين حالت مادهء بخار پرمايه و انبوه از آن برمىخيزد . 4 - ممكن است خلط سودايى متعفن شود ، كه بخار مادهء متعفن شدهء خلط سودايى مادهء دودى انبوه غبارى مزاج است . - هريك از اين بخارها چه نوع تبى را به بار مىآورند ؟ 1 - اگر مادهء متعفن شده مادهء صفرائى باشد ، تب نوبهء يك روز در ميان و امثال آن را به بار آرد . 2 - اگر خلط خون متعفن شود ، سبب تب شبانه‌روزى مىگردد . 3 - اگر خلط متعفن شده بلغم است ، اكثرا سبب تب نوبهء هر روزه و امثال آن مىشود . 4 - اگر خلط سودايى در بدن متعفن شود ، سبب تب چهار روز در ميان و امثال آن مىشود . - جاى تعفن خلطهاى نامبرده در كجا است ؟ 1 - خون - كه بجز رگ جا و مجراى ديگرى ندارد - اگر عفونى گردد در داخل گدار رگها متعفن مىشود . 2 - خلط صفرا ، خلط بلغم و خلط سودا ممكن است در داخل رگها عفونى شوند و ممكن است در خارج از رگها باشند . اگر يكى از اين سه خلط در خارج از رگها عفونى شود ، و سببى ديگر در متعفن شدنش نباشد و نيز عفونت از ورم داخلى و ژرفارو نباشد - كه به‌طور متصل و پيوسته مادهء عفونى را به قلب برساند - تبهاى نوبتى - كه ويژهء هريك از آنها را بيان كرديم - رخ مىدهند ؛ يعنى تب مىآيد و مىرود . امّا مادهء بلغمى متعفن شده - كه جاى متعفن شدنش در خارج رگها است - با