أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

52

قانون ( فارسى )

بندآمدنيهايى در بدن باشد ، مثلا : 1 - بدن انسان به سوء مزاج مبتلا است و نمىتواند خوراك را به خوبى هضم كند . خوراك نيمه هضم شده و نيمه هضم نشدهء سبب راه‌بندان ، مانع تنفس اندامان گوارشى مىشود و عفونت در غذاى نيمه هضم شده رخ مىدهد . 2 - سوء مزاج بسيار شديد است و اساسا راه بر هضم شدن خوراك داخل معده و رسانيدن خلطهاى پسنديده در اندرون بسته شده و مواد همچنان در حالت خاصى و بدون انجام عمل هضم روى آنها مانده‌اند . اين حالت از سوء مزاج كه نيروى كامل هضم كردن را از انسان سلب مىكند يا اصلا از هضم شدن غذا و پخته گردانيدن خلط دستگاه گوارش را به كلى ناتوان مىسازد ، نتيجه‌اش به يكى از اين دو حالت مىانجامد : يا خلط بدجنس و ناپسند توليد مىكند و يا خلطى كه در حالت سوء مزاج توليد مىشود و خوب است ، به فساد سر مىكشد و تباه مىگردد . سبب اين حالت كوتاه آمدن دستگاه گوارش از هضم كردن و يا از كوتاه آمدن دستگاه پختن خلط خوب و خام است ، كه از اثر سوء مزاج نمىتواند چنان كه شايد و بايد به حركت كردن وادار گردد . ج - تا اينجا سببهاى اصلى و مشخص را براى راه‌بندانهايى كه توليد عفونت مىكنند ذكر كرديم ، امّا توليد عفونت سببهاى فرعى نيز دارد ، كه از اين قرارند : ممكن است هواهاى ناسازگار و غير بهداشتى سبب توليد عفونت در بدن شوند ، از قبيل : هواهاى وباآلوده ، هواى مردابها ، هواى نمناك كنار آب و نيزارهاى گنديده - كه از اين نوع هواهاى غير طبيعى و ناپسنديده ممكن است انواع بيماريها رخ دهد . در هر حال سبب پيدايش مادهء عفونى در بدن انسان اكثرا از بندآمدنيها و راه‌بندانها در درون بدن است . گير كردن مواد در مجارى داخل بدن و ايجاد بن‌بست چند جهت دارد : 1 - خلط در اندازه زياد و بيش از حد طبيعى در بدن موجود است . 2 - خلط در اندازه به اين بسيارى نيست اما غليظ پرمايه و يا لزج و چسبان است . سبب جمع شدن خلط در اندازهء زياد در بدن و سبب غليظ و لزج شدن خلط در بدن را سابقا شناخته‌اى ! هرگاه راه‌بندان به وجود آمد ، توليد عفونت حتمى است ؛ زيرا مادهء حبس شده راه تنفس ندارد و خفه و متعفن مىشود . بويژه اگر قبل از هضم شدن خوراك و در اوقات ناپسنديده چيزهايى روى دهد . مثلا انسان شكمش پر از غذاى برهم متراكم شده است و غذا هضم نشده و حتى ممكن است به دليل بسيارى اصلا به هضم نرسد و به حركاتى شديد دست بزند كه سزاوار چنين حالتى نيست . 3 - در حال شكم سيرى آب‌تنى كند . يا با آبهاى ناسازگار خود را شستشو دهد . 4 - در آفتاب گرم بماند و آفتاب‌زده شود ، درحالىكه سير سير است و تازه معده از غذا انباشته شده .