أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

39

قانون ( فارسى )

گفت كه تب با آروغ ترش همراه نمىباشد . و احيانا اگر همراه آروغ ترش بود گمان مىرود كه سبب تب لت انبانى نيست و بايد سببى ديگر در كار باشد . كسانى كه از اثر متراكم شدن خوراك در معده به تب گرفتار مىآيند ، اگر شكمشان كار كند و نرم باشد ، بسيار بهره بينند و ممكن است تب به كلى از بين برود ؛ زيرا زايده‌هاى دودى بخار يا بخار دودى كاهش مىيابد . كسانى كه از اثر شكم‌انبارى به تب گرفتار شده‌اند يكى از دو حالت زير را دارند : يا شكم روان دارند و يا قبض ، كه علاج اين دو حالت از هم جدا است . اگر كسى كه به سبب تراكم غذاى بيش از حد در معده به تب مبتلا شده است ، شكمش نرم است و دوبار يا سه بار شكمش كار كند و سپس از كار دست بردارد ، تو كارى كن كه او را بيشتر اسهال دهى . ممكن است گاهى تب ناشى از پرخورى و گير كردن خوراك بيش از اندازه در معده بر كبد تأثيرگذارد ، كه در اين حالت تپش قلب و سياه شدن زبان نشانى هستند . گاهى و در بعضى حالات ، تب روزانه - كه از اثر پرخورى آيد - به تب شبانه‌روزى شباهت پيدا مىكند . چشم بيمار سرخ‌رنگ مىشود ، چهره بسيار سرخ مىگردد ، التهاب شديد احساس مىشود ، نبض درشت و سريع مىزند و ادرار در شيشهء آزمايشى سرخ‌رنگ مىنمايد ؛ اما در هر حال تب ناشى از لت انبانى نوبتش از سه روز بيشتر نمىپايد . اين را نيز بدان ! كه تب ناشى از لت انبانى ممكن است چهار نوبت يا هفت نوبت داشته باشد با همهء اينها روزانه است و هرچند دور و نوبتهاى چنين تبى زياد هم باشند ، نبض بيمار باز طبيعى است . نشانيها نشانيهاى تب روزانه - كه فرقش را با حالات تبهاى ديگر بدانيم - از اين قرارند : 1 - آروغ بيمار متمايل به ترش بودن يا دودى بودن است ، و هرگاه آروغ تغيير يافته به حالت طبيعى بازگشت نويد سلامت بيمار را مىدهد كه به زودى شفا مىيابد . 2 - ادرار بيمار خام و ناپخته و آبكى است . 3 - اگر سبب تب از متراكم شدن خوراك و هضم نشدنى باشد و اين هضم نشدن خوراك ناشى از بىخوابى كشيدن زياد بيمار باشد ، رخسار بيمار هيجان‌زده مىشود و پلكهايش سنگين مىگردند . علاج بيمارى كه از جمع شدن و برهم متراكم گشتن خوراك هضم نشده به تب مبتلا شده است - چنان كه سابقا اشاره كرديم - يا شكم روان و نرم دارد و يا شكمش قبض است ؛ اگر شكمش قبض است بايد كارى كرد كه شكمش روان شود و اگر احساس كردى كه چيزى از خوراك