أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

537

قانون ( فارسى )

خوابيده ، به‌طور مستقيم نگهدار . پرستارى كه نزديك سر بيمار ايستاده دسته هاون مانندهء چوبى را چنان در دست گيرد كه طرف پايينى آن بر چيزى تكيه كند ، و هر وقت لازم بود طرف بالايى آن را - كه در نزديكى سر است - بكشد . پارچهء قنداق مانند ديگرى بياور و هر دو پاى بيمار را از بالاى زانوها و بالاى پاشنه‌ها ببند و با پارچه‌اى ديگر جاهايى از بدن را كه بالاتر از جاى به هم آمدن هر دوران است ببند ! سر اين باندها را به چوبكى دسته هاون مانند ديگرى شبيه اولى ببند و چوبك را در نزديك پاهاى بيمار به طور مستقيم - همچنانكه آن ديگرى نگهدارى شده است - نگهدار ! آنگاه پرستاران هريك از طرفى چوبك را بر خلاف جهت يكديگر بكشند . برخى از شكسته‌بندان روش ديگرى دارند و ابزار مخصوص براى اين كار را به كار مىبرند . و آن اين است كه در طرف سر و پاى بيمار درحالىكه بيمار بر تخته يا سكو دمر و دراز كشيده است ، دو چوب دسته هاون مانند را از هر طرف به زمين مىكوبند كه هريك از اين چوبك‌ها تيرمانندى در سرش جا داده شده و با دست مىچرخد . سر باندها از دو طرف كه بسته شده‌اند ، همين‌كه تيرها را چرخاندند به خود مىپيچند و فشار زيادى مىآورند . در هنگامى كه اين نوع از كشيدن در جريان است ، با وسط هر دو دست جاى كوژ شده را به شدت هول مىدهند و اگر نياز باشد بر جاى كوژ شده يا بر پشت بيمار مىنشينند و مانعى ندارد . اگر اين همه بند و بساط نيز بهره‌اى نداد و بيمار در حالى بود كه تحمل فشار زياد مىكرد ، عمليات ديگرى را انجام ده ! درحالىكه بيمار - چنان كه گفتيم - دمر و دراز كشيده است ، در برابر كوژى پشتش - كه جاى دررفتگى مهره است - طورى كه نه بلندتر از مقابل كوژى باشد نه بسيار پايين‌تر ، در ديوار نزديك تخته يا سكوى جاى دراز كشيدنش - كه گفتيم بيش از يك قدم فاصله با جاى دراز كشيدن بيمار نداشته باشد - سوراخى ايجاد كن كه شبيه ناودان باشد ، كه در حقيقت بايستى از اول يادآورى كنيم كه چنين سوراخ ناودان مانند بايد در ديوار نزديك تخته يا سكوى جاى دمر و دراز كشيدن بيمار آماده و مهيا باشد . چوبى صاف شده را در اندازهء ميانگين - نه زياد بلند و نه زياد كوتاه بياور و طرفى از آن چوب در سوراخ گير كند . وسط چوب يا جايى از چوب را كه مىرسد ، بر كوژى جاى ده و سر آن طرف ديگر را كه در سوراخ نيست به سوى پايين هول ده تا حدى كه آشكارا مىبينى كوژى به كلى از بين رفته و پشت هموار و صاف شده است ؛ كه اين نشان از آن است مهره به جاى اولش بازگشته است . » فرمايش بقراط در اينجا خاتمه مىيابد . بر فرمايش او ملاحظه‌اى دارم و آن اينكه بقراط مىفرمايد كشيدن و پيچ دادن باندها ممكن است دررفته را جا آورد و نياز به تختهء گير كرده در سوراخ ديوار نباشد . همو مىفرمايد شايد گذاشتن سر تخته يا چوب هموار در ديوار و هول دادن آن سرش كه فشار بر كوژى آورد كار را انجام دهد . پس اگر اين دو روش صحيح باشند - كه بدون شك صحيح هستند - پس همان كشيدن اولى كه ما در سرآغاز بحثى كه راجع به علاج جا آوردن مهرهء دررفته به سوى جلو بيان كرديم جاى انكار نيست و بايد مورد پسند واقع شود كه كشيدن هست و فشار آوردن وسيلهء تخته نيست .